leanest

[ایالات متحده]/ˈliːnɪst/
[بریتانیا]/ˈlinɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای کمترین مقدار چربی؛ لاغر و سالم؛ کارآمدترین یا اقتصادی‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

leanest option

بهترین گزینه

leanest budget

کمترین بودجه

leanest model

ساده‌ترین مدل

leanest team

کوچک‌ترین تیم

leanest strategy

ساده‌ترین استراتژی

leanest approach

ساده‌ترین رویکرد

leanest design

ساده‌ترین طراحی

leanest process

ساده‌ترین فرآیند

leanest solution

ساده‌ترین راه حل

leanest resources

کمترین منابع

جملات نمونه

the leanest option on the menu is the grilled chicken salad.

انتخاب لاغرتر در منو، سالاد مرغ گریل است.

he is on a diet to become the leanest version of himself.

او در حال رژیم گرفتن است تا لاغرترین نسخه خودش شود.

the leanest athletes often have the best endurance.

ورزشکاران لاغرتر اغلب بیشترین استقامت را دارند.

she prefers the leanest cuts of meat for a healthier meal.

او ترجیح می‌دهد برش‌های لاغرتر گوشت را برای یک وعده غذایی سالم‌تر انتخاب کند.

the company aims to maintain the leanest operations possible.

شرکت قصد دارد تا حد امکان عملیات لاغر را حفظ کند.

to save money, they chose the leanest budget for the project.

برای صرفه جویی در هزینه، آنها بودجه لاغر را برای پروژه انتخاب کردند.

he trains hard to achieve the leanest physique for the competition.

او سخت تمرین می‌کند تا برای مسابقه، اندام لاغر و خوش‌تراشی به دست آورد.

the leanest model in the show walked with confidence.

لاغرترین مدل در نمایشگاه با اعتماد به نفس راه می‌رفت.

choosing the leanest ingredients can improve your health.

انتخاب مواد اولیه لاغرتر می‌تواند سلامت شما را بهبود بخشد.

for the recipe, use the leanest ground turkey available.

برای دستور غذا، از لاغرترین گوشت چرخ کرده ترکیبی که در دسترس است استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید