slenderest

[ایالات متحده]/[ˈslɛndərɪst]/
[بریتانیا]/[ˈslɛndərɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (ویژگی تفضیلی slender) ظریف‌ترین؛ بسیار باریک؛ ظریف و لاغر.

عبارات و ترکیب‌ها

slenderest waist

باریک‌ترین کمر

becoming slenderest

در حال تبدیل شدن به باریک‌ترین

slenderest figure

شکل باریک‌ترین

slenderest model

مدل باریک‌ترین

her slenderest dress

باریک‌ترین لباس او

slenderest silhouette

سیلوئت باریک‌ترین

finding slenderest

جستجوی باریک‌ترین

slenderest dancer

رقصنده باریک‌ترین

showed slenderest

نشان دادن باریک‌ترین

slenderest form

فرم باریک‌ترین

جملات نمونه

she is the slenderest dancer in the entire company.

او ظریف‌ترین رقصنده در کل شرکت است.

the slenderest birch tree swayed gently in the breeze.

ظریف‌ترین درخت توس به آرامی در نسیم تابید.

he admired the slenderest of the antique figurines.

او ظریف‌ترین مجسمه‌های عتیقه را تحسین کرد.

the slenderest waist was considered a sign of beauty.

کمر باریک به عنوان نشانه زیبایی در نظر گرفته می‌شد.

she chose the slenderest stem for her flower arrangement.

او ظریف‌ترین ساقه را برای آرایش گل خود انتخاب کرد.

the slenderest branches reached towards the sunlight.

ظریف‌ترین شاخه‌ها به سمت نور خورشید کشیده شده بودند.

he designed the slenderest of modern skyscrapers.

او ظریف‌ترین آسمان‌خراش‌های مدرن را طراحی کرد.

the slenderest model showcased the new dress line.

ظریف‌ترین مدل خط لباس جدید را به نمایش گذاشت.

she felt like the slenderest person in the room.

او احساس می‌کرد که ظریف‌ترین شخص در اتاق است.

the slenderest bridge spanned the deep valley below.

ظریف‌ترین پل دره عمیق زیر را پوشش می‌داد.

he sought the slenderest evidence to support his claim.

او به دنبال ظریف‌ترین مدرک برای اثبات ادعای خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید