leapfrogged

[ایالات متحده]/ˈliːpfrɒɡd/
[بریتانیا]/ˈlipˌfrɔɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل ماضی نقلی leapfrog

عبارات و ترکیب‌ها

leapfrogged competitors

رقیب‌ها را پشت سر گذاشت

leapfrogged technology

فناوری را پشت سر گذاشت

leapfrogged markets

بازارها را پشت سر گذاشت

leapfrogged strategies

استراتژی‌ها را پشت سر گذاشت

leapfrogged innovations

نوآوری‌ها را پشت سر گذاشت

leapfrogged development

توسعه را پشت سر گذاشت

leapfrogged growth

رشد را پشت سر گذاشت

leapfrogged advancements

پیشرفت‌ها را پشت سر گذاشت

leapfrogged phases

مراحل را پشت سر گذاشت

leapfrogged players

بازیکنان را پشت سر گذاشت

جملات نمونه

the new technology leapfrogged the competition.

فناوری جدید از رقبا پیشی گرفت.

our startup leapfrogged traditional methods to innovate.

شرکت نوپا با استفاده از روش‌های غیرمتعارف، برای نوآوری از روش‌های سنتی پیشی گرفت.

she leapfrogged to the top of her class.

او با پیشی گرفتن از دیگران، به صدر جدول کلاس رفت.

they leapfrogged several stages in the development process.

آنها چندین مرحله در فرآیند توسعه را پشت سر گذاشتند.

the company leapfrogged its rivals with a groundbreaking product.

شرکت با یک محصول نوآورانه از رقبای خود پیشی گرفت.

his skills leapfrogged those of his peers.

مهارت‌های او از همتایانش پیشی گرفت.

we leapfrogged past the outdated procedures.

ما از رویه‌های قدیمی عبور کردیم.

the initiative leapfrogged previous efforts to improve efficiency.

این طرح از تلاش‌های قبلی برای بهبود کارایی پیشی گرفت.

she leapfrogged into a leadership role quickly.

او به سرعت وارد یک نقش رهبری شد.

the new policy leapfrogged the old regulations.

سیاست جدید از مقررات قدیمی پیشی گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید