leapfrogged competitors
رقیبها را پشت سر گذاشت
leapfrogged technology
فناوری را پشت سر گذاشت
leapfrogged markets
بازارها را پشت سر گذاشت
leapfrogged strategies
استراتژیها را پشت سر گذاشت
leapfrogged innovations
نوآوریها را پشت سر گذاشت
leapfrogged development
توسعه را پشت سر گذاشت
leapfrogged growth
رشد را پشت سر گذاشت
leapfrogged advancements
پیشرفتها را پشت سر گذاشت
leapfrogged phases
مراحل را پشت سر گذاشت
leapfrogged players
بازیکنان را پشت سر گذاشت
the new technology leapfrogged the competition.
فناوری جدید از رقبا پیشی گرفت.
our startup leapfrogged traditional methods to innovate.
شرکت نوپا با استفاده از روشهای غیرمتعارف، برای نوآوری از روشهای سنتی پیشی گرفت.
she leapfrogged to the top of her class.
او با پیشی گرفتن از دیگران، به صدر جدول کلاس رفت.
they leapfrogged several stages in the development process.
آنها چندین مرحله در فرآیند توسعه را پشت سر گذاشتند.
the company leapfrogged its rivals with a groundbreaking product.
شرکت با یک محصول نوآورانه از رقبای خود پیشی گرفت.
his skills leapfrogged those of his peers.
مهارتهای او از همتایانش پیشی گرفت.
we leapfrogged past the outdated procedures.
ما از رویههای قدیمی عبور کردیم.
the initiative leapfrogged previous efforts to improve efficiency.
این طرح از تلاشهای قبلی برای بهبود کارایی پیشی گرفت.
she leapfrogged into a leadership role quickly.
او به سرعت وارد یک نقش رهبری شد.
the new policy leapfrogged the old regulations.
سیاست جدید از مقررات قدیمی پیشی گرفت.
leapfrogged competitors
رقیبها را پشت سر گذاشت
leapfrogged technology
فناوری را پشت سر گذاشت
leapfrogged markets
بازارها را پشت سر گذاشت
leapfrogged strategies
استراتژیها را پشت سر گذاشت
leapfrogged innovations
نوآوریها را پشت سر گذاشت
leapfrogged development
توسعه را پشت سر گذاشت
leapfrogged growth
رشد را پشت سر گذاشت
leapfrogged advancements
پیشرفتها را پشت سر گذاشت
leapfrogged phases
مراحل را پشت سر گذاشت
leapfrogged players
بازیکنان را پشت سر گذاشت
the new technology leapfrogged the competition.
فناوری جدید از رقبا پیشی گرفت.
our startup leapfrogged traditional methods to innovate.
شرکت نوپا با استفاده از روشهای غیرمتعارف، برای نوآوری از روشهای سنتی پیشی گرفت.
she leapfrogged to the top of her class.
او با پیشی گرفتن از دیگران، به صدر جدول کلاس رفت.
they leapfrogged several stages in the development process.
آنها چندین مرحله در فرآیند توسعه را پشت سر گذاشتند.
the company leapfrogged its rivals with a groundbreaking product.
شرکت با یک محصول نوآورانه از رقبای خود پیشی گرفت.
his skills leapfrogged those of his peers.
مهارتهای او از همتایانش پیشی گرفت.
we leapfrogged past the outdated procedures.
ما از رویههای قدیمی عبور کردیم.
the initiative leapfrogged previous efforts to improve efficiency.
این طرح از تلاشهای قبلی برای بهبود کارایی پیشی گرفت.
she leapfrogged into a leadership role quickly.
او به سرعت وارد یک نقش رهبری شد.
the new policy leapfrogged the old regulations.
سیاست جدید از مقررات قدیمی پیشی گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید