overtook

[ایالات متحده]/əʊvəˈtʊk/
[بریتانیا]/oʊvərˈtʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل overtaken; برای رسیدن به; غیرقابل تحمل کردن; جایگزین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overtook the lead

از پیشرو گذشت

overtook the competition

برتر از رقابت گذشت

overtook his friend

از دوستش پیشی گرفت

overtook the car

از ماشین گذشت

overtook the bus

از اتوبوس گذشت

overtook her expectations

از انتظارات او پیشی گرفت

overtook the record

رکورد را شکست

overtook the previous

از قبلی پیشی گرفت

overtook their rivals

از رقبای آنها پیشی گرفت

overtook the deadline

مهلت را پشت سر گذاشت

جملات نمونه

the runner overtook his competitors in the final lap.

دوچرخه‌سوار در دور آخر از رقبای خود پیشی گرفت.

she overtook the car in front of her on the highway.

او در بزرگراه از ماشین جلوی خود پیشی گرفت.

as the train overtook the bus, passengers cheered.

همانطور که قطار از اتوبوس پیشی گرفت، مسافران تشویق کردند.

he finally overtook his personal best time in the race.

او بالاخره رکورد شخصی خود را در مسابقه پشت سر گذاشت.

the company overtook its rivals in market share this year.

شرکت امسال سهم بازار رقبای خود را پشت سر گذاشت.

she overtook her fear of public speaking after many practices.

او پس از تمرین‌های زیاد، ترس خود از صحبت کردن در جمع را پشت سر گذاشت.

the cyclist overtook several riders during the race.

دوچرخه‌سوار در طول مسابقه چندین رکاب‌زن را پشت سر گذاشت.

after a slow start, he overtook everyone in the final stretch.

پس از شروع آهسته، او در آخرین مسافت همه را پشت سر گذاشت.

they overtook their previous sales record this quarter.

آنها در این فصل سابقه فروش قبلی خود را پشت سر گذاشتند.

she felt proud when she overtook her older brother in grades.

وقتی او از برادر بزرگترش در نمرات پیشی گرفت، احساس افتخار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید