bounds

[ایالات متحده]/baʊndz/
[بریتانیا]/baʊndz/

ترجمه

n. حدود یا مرزها؛ پرش‌ها (جمع bound)
v. پرش می‌کند یا جهش می‌زند؛ پس می‌زند یا به عقب برمی‌گردد؛ محدود یا محصور می‌کند؛ مجاور یا کنار است

عبارات و ترکیب‌ها

beyond bounds

فراتر از محدودیت‌ها

set bounds

تعیین حدود

within bounds

در محدوده

no bounds

بدون محدودیت

leap bounds

پرش از محدودیت‌ها

push bounds

فشار دادن حدود

bounds of reason

حدود عقل

beyond all bounds

فراتر از همه حدود

bounded area

منطقه محدود

breaking bounds

شکستن محدودیت‌ها

جملات نمونه

the project's budget has strict financial bounds.

بودجه پروژه محدودیت‌های مالی سختگیرانه‌ای دارد.

we need to push the boundaries of innovation.

ما باید مرزهای نوآوری را گسترش دهیم.

the athlete exceeded all previous performance bounds.

ورزشکار از تمام محدودیت‌های عملکرد قبلی فراتر رفت.

the legal bounds of the agreement were clearly defined.

محدودیت‌های قانونی توافق به وضوح تعریف شده بودند.

the company operates within established regulatory bounds.

شرکت در چارچوب محدودیت‌های قانونی عمل می‌کند.

the experiment tested the bounds of the new material.

آزمایش، محدودیت‌های ماده جدید را آزمایش کرد.

the child's behavior pushed the bounds of what was acceptable.

رفتار کودک از آنچه قابل قبول بود فراتر رفت.

the software's capabilities are within certain technical bounds.

توانایی‌های نرم‌افزار در محدودیت‌های فنی خاصی قرار دارد.

the discussion stayed within the bounds of the topic.

بحث در محدوده موضوع باقی ماند.

the team's performance was within reasonable bounds.

عملکرد تیم در محدوده معقول قرار داشت.

the scientist explored the theoretical bounds of the concept.

دانشمند، محدودیت‌های نظری مفهوم را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید