leftward

[ایالات متحده]/ˈlɛftwəd/
[بریتانیا]/ˈlɛftwɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت چپ
adv. در جهت چپ

عبارات و ترکیب‌ها

leftward movement

حرکت به چپ

leftward turn

چرخش به چپ

leftward shift

جابجایی به چپ

leftward glance

نگاهی گذرا به چپ

leftward direction

جهت به چپ

leftward trend

روند به چپ

leftward motion

حرکت به سمت چپ

leftward path

مسیر به چپ

leftward adjustment

تنظیم به چپ

leftward bias

گرایش به چپ

جملات نمونه

the car turned leftward at the intersection.

خودرو در تقاطع به سمت چپ چرخید.

the path leads leftward through the forest.

مسیر از طریق جنگل به سمت چپ می‌رود.

he gestured leftward to indicate the direction.

او برای نشان دادن جهت به سمت چپ اشاره کرد.

the river flows leftward along the valley.

رودخانه در امتداد دره به سمت چپ جریان دارد.

she moved leftward to avoid the crowd.

او برای اجتناب از جمعیت به سمت چپ حرکت کرد.

the sign points leftward towards the park.

تابلو به سمت پارک به سمت چپ اشاره می‌کند.

the train will depart leftward from the station.

قطار از ایستگاه به سمت چپ حرکت خواهد کرد.

he glanced leftward, searching for a familiar face.

او نگاهی به سمت چپ انداخت و به دنبال چهره آشنایی گشت.

the road curves leftward after the bridge.

جاده بعد از پل به سمت چپ منحنی می‌شود.

in the diagram, the arrow points leftward.

در نمودار، پیکان به سمت چپ اشاره می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید