legateship

[ایالات متحده]/ˈlɛɡətʃɪp/
[بریتانیا]/ˈlɛɡətʃɪp/

ترجمه

n. اختیارات، مقام یا مدت خدمت یک نماینده دینی
شکل‌های واژه

جملات نمونه

he accepted the legateship with great solemnity and responsibility.

او با جدیت و مسئولیت زیادی نمایندگی را پذیرفته بود.

the pope appointed him to the prestigious legateship in france.

پاپ او را به نمایندگی معتبر در فرانسه منصوب کرد.

during his legateship, he worked tirelessly for church unity.

در مدت نمایندگی‌اش، او به طور بی‌وقفه برای یکپارچگی کلیسای کار کرد.

she resigned her legateship after fifteen years of service.

پس از پانزده سال خدمت، او نمایندگی‌اش را استعفا داد.

the legateship required extensive diplomatic experience and wisdom.

نمایندگی نیاز به تجربه دیپلماتیک گسترده و حکمت داشت.

his legateship was marked by significant reforms and negotiations.

نمایندگی‌اش با اصلاحات مهم و مذاکرات مشخص شد.

the responsibilities of the legateship included representing the pope abroad.

مسئولیت‌های نمایندگی شامل نمایندگی پاپ در خارج از کشور بود.

he demonstrated exceptional leadership throughout his legateship.

او در طول نمایندگی‌اش رهبری بی‌ precedent نشان داد.

the end of his legateship came with honor and respect.

پایان نمایندگی‌اش با افتخار و احترام آمد.

the legateship demanded complete dedication to ecclesiastical duties.

نمایندگی نیاز به وفاداری کامل به وظایف کلیسایی داشت.

historical records document his influential legateship during the medieval period.

تاریخ‌نگاری‌ها نمایندگی مؤثر او در دوره میانه را ثبت کرده‌اند.

she was honored to accept the legateship from the holy see.

او افتخار داشت نمایندگی را از سوی حیات مقدس پذیرفته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید