legitimation

[ایالات متحده]/li'dʒitimeitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشروعیت
v. مشروعیت

جملات نمونه

and coeditor of State and Society in 21st-Century China: Crisis, Contention, and Legitimation (2004).

و ویراستار مشترک کتاب «وضعیت و جامعه در چین قرن بیست و یکم: بحران، رقابت و مشروعیت‌بخشی» (2004).

This new institution of monarchy required the invention of a new legitimation of authority beyond the tribal justification of chieftainship based on concepts of kinship and responsibility.

این نهاد جدید سلطنتی مستلزم ایجاد یک مشروعیت جدید برای قدرت فراتر از توجیه قبیله ای رهبری بر اساس مفاهیم خویشاوندی و مسئولیت بود.

the legitimation of a new government

تحکیم یک دولت جدید

seeking legitimation for their business

به دنبال مشروعیت برای کسب و کار خود

the legitimation of a signature

مشروعیت یک امضا

obtaining legitimation for a document

کسب مشروعیت برای یک سند

the legitimation of a child

مشروعیت یک کودک

legal legitimation of a marriage

مشروعیت قانونی یک ازدواج

the legitimation of a claim

مشروعیت یک ادعا

striving for legitimation in society

تلاش برای مشروعیت در جامعه

the legitimation of authority

مشروعیت قدرت

the legitimation of power

مشروعیت قدرت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید