legitimist

[ایالات متحده]/lɪˈdʒɪtɪmɪst/
[بریتانیا]/lɪˈdʒɪtɪmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که از یک سلطنت مشروع حمایت می‌کند؛ کسی که از خط جانشینی مشروع دفاع می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

loyal legitimist

حمایت‌گر مشروعیت‌گرا

legitimist claim

ادعای مشروعیت‌گرا

legitimist movement

جنبش مشروعیت‌گرا

legitimist faction

گروه مشروعیت‌گرا

legitimist ideology

ایدئولوژی مشروعیت‌گرا

legitimist principles

اصول مشروعیت‌گرا

historical legitimist

مشروعیت‌گرا تاریخی

legitimist rights

حقوق مشروعیت‌گرا

legitimist support

حمایت مشروعیت‌گرا

legitimist agenda

برنامه مشروعیت‌گرا

جملات نمونه

the legitimist movement gained traction in the 19th century.

جنبش اصالت‌طلب در قرن نوزدهم محبوبیت بیشتری پیدا کرد.

many legitimists believe in the rightful heir to the throne.

بسیاری از اصالت‌طلبان معتقدند که وارث قانونی تاج و تخت وجود دارد.

she identified herself as a legitimist in the political debate.

او خود را در بحث سیاسی یک اصالت‌طلب معرفی کرد.

legitimist principles often emphasize tradition and monarchy.

اصول اصالت‌طلب اغلب بر سنت و سلطنت تأکید دارند.

the legitimist faction opposed the republican government.

گروه اصالت‌طلب با دولت جمهوری‌خواه مخالفت کرد.

he wrote a book about the history of legitimist claims.

او کتابی در مورد تاریخ ادعاهای اصالت‌طلب نوشت.

legitimist supporters organized a rally for their cause.

طرفداران اصالت‌طلب برای حمایت از هدف خود یک گردهمایی برگزار کردند.

in france, the legitimist party has a rich history.

در فرانسه، حزب اصالت‌طلب تاریخ غنی‌ای دارد.

legitimist ideology has influenced various political movements.

ایدئولوژی اصالت‌طلب بر جنبش‌های سیاسی مختلف تأثیر گذاشته است.

she argued that legitimist views should be respected.

او استدلال کرد که دیدگاه‌های اصالت‌طلب باید مورد احترام قرار گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید