| جمع | lepers |
leper colony
کلنی جذامی
The leper was shunned by society.
مست مبتلا به تب زوالی توسط جامعه طرد شد.
The leper sought treatment at a specialized clinic.
مست مبتلا به تب در جستجوی درمان در یک کلینیک تخصصی بود.
The leper's condition deteriorated rapidly.
وضعیت مست مبتلا به تب به سرعت وخیم شد.
The leper's isolation led to loneliness and despair.
انزوا و دوری مست مبتلا به تب منجر به تنهایی و ناامیدی شد.
The leper's bandaged hands trembled as he reached out for help.
دستهای بستهبندی شده مست مبتلا به تب میلرزید، زیرا به دنبال کمک دست دراز میکرد.
The leper's disfigured face evoked pity from passersby.
چهره زشت مست مبتلا به تب باعث ترحم از رهگذران شد.
The leper's condition made it difficult for him to find employment.
وضعیت مست مبتلا به تب پیدا کردن شغل را برای او دشوار کرد.
The leper's family stood by him through his illness.
خانواده مست مبتلا به تب در طول بیماریاش در کنار او ایستاد.
The leper's community ostracized him due to fear of contagion.
جامعه مست مبتلا به تب به دلیل ترس از سرایتناپذیری او را طرد کرد.
The leper's skin lesions were painful and unsightly.
ضایعات پوستی مست مبتلا به تب دردناک و زننده بودند.
Now at the gate of the city there was seated one who was a leper.
در دروازه شهر، مردی نشسته بود که مبتلا به تب بود.
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeWilt thou take the leper for thy bedfellow, and set the beggar at thy board?
آیا او را به عنوان همخوابه و گدا در سفره خود میپذیری؟
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeIn China, she visited a leper colony.
او در چین از یک کلونی مبتلایان به تب دیدن کرد.
منبع: Women Who Changed the WorldShe thinks they should be ID'd like lepers.
او فکر می کند آنها باید مانند مبتلایان به تب شناسایی شوند.
منبع: Super Girl Season 2 S02When you look at yourself in the glass you see the typical appearance of the leper.
وقتی خودتان را در آینه نگاه می کنید، ظاهر معمول مبتلا به تب را می بینید.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)In the salt-marshes live the lepers; they have houses of wattled reeds, and none may come nigh them.
در مردابهای شور، مبتلایان به تب زندگی میکنند؛ آنها خانههایی از نی دارند و هیچ کس نباید به آنها نزدیک شود.
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeBut the leper answered him not a word.
اما مبتلا به تب به او کلمه ای نگفت.
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeAs she opened the door he smelt the sickly sweet smell which makes the neighbourhood of the leper nauseous.
همانطور که او در را باز کرد، بوی شیرین و بیمارگونه ای را حس کرد که باعث می شود همسایگی مبتلا به تب منزجر کننده باشد.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)As Jesus was traveling, he met ten lepers.
همانطور که عیسی در حال سفر بود، با ده مبتلا به تب ملاقات کرد.
منبع: Beginner's BibleRomani, lepers, and other minority groups were also persecuted.
رومانیایی ها، مبتلایان به تب و سایر گروه های اقلیت نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
منبع: Charming historyleper colony
کلنی جذامی
The leper was shunned by society.
مست مبتلا به تب زوالی توسط جامعه طرد شد.
The leper sought treatment at a specialized clinic.
مست مبتلا به تب در جستجوی درمان در یک کلینیک تخصصی بود.
The leper's condition deteriorated rapidly.
وضعیت مست مبتلا به تب به سرعت وخیم شد.
The leper's isolation led to loneliness and despair.
انزوا و دوری مست مبتلا به تب منجر به تنهایی و ناامیدی شد.
The leper's bandaged hands trembled as he reached out for help.
دستهای بستهبندی شده مست مبتلا به تب میلرزید، زیرا به دنبال کمک دست دراز میکرد.
The leper's disfigured face evoked pity from passersby.
چهره زشت مست مبتلا به تب باعث ترحم از رهگذران شد.
The leper's condition made it difficult for him to find employment.
وضعیت مست مبتلا به تب پیدا کردن شغل را برای او دشوار کرد.
The leper's family stood by him through his illness.
خانواده مست مبتلا به تب در طول بیماریاش در کنار او ایستاد.
The leper's community ostracized him due to fear of contagion.
جامعه مست مبتلا به تب به دلیل ترس از سرایتناپذیری او را طرد کرد.
The leper's skin lesions were painful and unsightly.
ضایعات پوستی مست مبتلا به تب دردناک و زننده بودند.
Now at the gate of the city there was seated one who was a leper.
در دروازه شهر، مردی نشسته بود که مبتلا به تب بود.
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeWilt thou take the leper for thy bedfellow, and set the beggar at thy board?
آیا او را به عنوان همخوابه و گدا در سفره خود میپذیری؟
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeIn China, she visited a leper colony.
او در چین از یک کلونی مبتلایان به تب دیدن کرد.
منبع: Women Who Changed the WorldShe thinks they should be ID'd like lepers.
او فکر می کند آنها باید مانند مبتلایان به تب شناسایی شوند.
منبع: Super Girl Season 2 S02When you look at yourself in the glass you see the typical appearance of the leper.
وقتی خودتان را در آینه نگاه می کنید، ظاهر معمول مبتلا به تب را می بینید.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)In the salt-marshes live the lepers; they have houses of wattled reeds, and none may come nigh them.
در مردابهای شور، مبتلایان به تب زندگی میکنند؛ آنها خانههایی از نی دارند و هیچ کس نباید به آنها نزدیک شود.
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeBut the leper answered him not a word.
اما مبتلا به تب به او کلمه ای نگفت.
منبع: Selected Fairy Tales by Oscar WildeAs she opened the door he smelt the sickly sweet smell which makes the neighbourhood of the leper nauseous.
همانطور که او در را باز کرد، بوی شیرین و بیمارگونه ای را حس کرد که باعث می شود همسایگی مبتلا به تب منزجر کننده باشد.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)As Jesus was traveling, he met ten lepers.
همانطور که عیسی در حال سفر بود، با ده مبتلا به تب ملاقات کرد.
منبع: Beginner's BibleRomani, lepers, and other minority groups were also persecuted.
رومانیایی ها، مبتلایان به تب و سایر گروه های اقلیت نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
منبع: Charming historyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید