letdowns

[ایالات متحده]/ˈlɛtdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈlɛtdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناامیدی‌ها; آرامش‌ها; کاهش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

big letdowns

شکست‌های بزرگ

major letdowns

شکست‌های بزرگ

constant letdowns

شکست‌های مداوم

frequent letdowns

شکست‌های مکرر

unexpected letdowns

شکست‌های غیرمنتظره

huge letdowns

شکست‌های بزرگ

minor letdowns

شکست‌های جزئی

emotional letdowns

شکست‌های عاطفی

repeated letdowns

شکست‌های تکراری

جملات نمونه

sometimes life is full of letdowns.

گاهی اوقات زندگی پر از ناامیدی است.

we all experience letdowns in our careers.

ما همه در مسیر شغلی خود با ناامیدی مواجه می شویم.

his constant letdowns made her lose trust.

ناامیدی هایش باعث شد اعتماد او را از دست بدهد.

letdowns can teach us valuable lessons.

ناامیدی ها می توانند درس های ارزشمندی به ما آموزش دهند.

don't let letdowns discourage you from trying again.

نگذارید ناامیدی ها شما را از تلاش مجدد منصرف کنند.

she expressed her feelings about the letdowns.

او احساسات خود را در مورد ناامیدی ها بیان کرد.

letdowns are part of the journey to success.

ناامیدی ها بخشی از مسیر رسیدن به موفقیت هستند.

he learned to cope with letdowns over time.

او در طول زمان یاد گرفت که چگونه با ناامیدی ها کنار بیاید.

letdowns can strengthen our resilience.

ناامیدی ها می توانند انعطاف پذیری ما را تقویت کنند.

facing letdowns is a normal part of life.

مواجهه با ناامیدی ها بخشی طبیعی از زندگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید