levanted

[ایالات متحده]/lɪˈvæn.tɪd/
[بریتانیا]/ləˈvæn.tɪd/

ترجمه

vi. فرار از بدهی؛ فرار کردن؛ اجتناب کردن
n. (Levant) یک نام شخصی؛ (French) لوانت؛ (Russian) لوانت

عبارات و ترکیب‌ها

levanted spirits

ارواح برانگیخته

levanted mood

حالت برانگیخته

levanted hopes

امیدهای برانگیخته

levanted energy

انرژی برانگیخته

levanted feelings

احساسات برانگیخته

levanted expectations

انتظارات برانگیخته

levanted atmosphere

فضای برانگیخته

levanted voices

صدای برانگیخته

levanted crowd

جمعیت برانگیخته

levanted discussions

بحث های برانگیخته

جملات نمونه

she levanted the heavy box effortlessly.

او به راحتی جعبه سنگین را بلند کرد.

the magician levanted the audience's spirits with his tricks.

با شعبده هایش، جادوگر روحیه مخاطبان را بالا برد.

he felt levanted after receiving the good news.

پس از دریافت خبر خوب، احساس شادابی کرد.

the team was levanted by their recent victory.

پیروزی اخیر روحیه تیم را بالا برد.

her performance levanted the entire event.

اجرای او شور و نشاط را به کل رویداد بخشید.

the new policy levanted the morale of the employees.

سیاست جدید، روحیه کارمندان را بالا برد.

they felt levanted by the support from their friends.

آنها با حمایت دوستانشان احساس شادابی کردند.

the inspiring speech levanted the crowd.

سخنرانی الهام بخش، جمعیت را به وجد آورد.

his kind words levanted her mood significantly.

کلمات مهربانانه او به طور قابل توجهی حال و هوای او را بهتر کرد.

the beautiful scenery levanted their spirits during the hike.

مناظر زیبا در طول پیاده‌روی، روحیه آنها را بالا برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید