liaise

[ایالات متحده]/lɪ'eɪz/
[بریتانیا]/lɪ'ez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. حفظ تماس؛ عمل به عنوان یک رابط.
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردliaises
زمان گذشتهliaised
صفت یا فعل حال استمراریliaising
قسمت سوم فعلliaised
جمعliaises

عبارات و ترکیب‌ها

liaise with colleagues

هماهنگی با همکاران

liaise with clients

هماهنگی با مشتریان

liaise with suppliers

هماهنگی با تامین‌کنندگان

جملات نمونه

Her job is to liaise between the school and the home.

وظیفه‌ی او ایجاد ارتباط بین مدرسه و خانه است.

the cops rarely liaised with the income tax ferrets.

پولیس‌ها به ندرت با بازرسان مالیاتی ارتباط برقرار می‌کردند.

she will liaise with teachers across the country.

او با معلمان در سراسر کشور ارتباط برقرار خواهد کرد.

civil servants who liaise between the prime minister and departmental ministers.

کارمندان دولتی که بین نخست وزیر و وزیران سازمانی ارتباط برقرار می کنند.

Liaised with DBS and Citi-finance for special rebate on mortgage loan for our members, and participated the forum on “Law of Fair Competition” organized by the Consumer Council.

با DBS و Citi-finance برای تخفیف ویژه وام مسکن برای اعضای ما هماهنگی کردیم و در forum “قانون رقابت منصفانه” که توسط شورای مصرف کننده برگزار شد، شرکت کردیم.

liaise with external partners

ارتباط با شرکای خارجی

liaise with government agencies

ارتباط با سازمان‌های دولتی

liaise with project teams

ارتباط با تیم‌های پروژه

نمونه‌های واقعی

I have to liaise very closely with our inspectors.

من باید به طور خیلی نزدیک با بازرسان ما هماهنگی کنم.

منبع: Longman Office Workers' Daily Professional Technical English

It has opened an office in Dubai to liaise with officials in the region.

این دفتر در دبی برای هماهنگی با مقامات منطقه باز کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

I had to liaise with both of my brothers to see what they could remember.

من مجبور بودم با هر دو برادرم هماهنگ کنم تا ببینم چه چیزی را به یاد دارند.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Engineer managers are in charge of supervising different projects and liaising between their clients and their staff members.

مدیران مهندسی مسئولیت نظارت بر پروژه های مختلف و هماهنگی بین مشتریان و اعضای کارکنان خود را بر عهده دارند.

منبع: Workplace Self-Improvement Guide

The decision would also form a ministerial group to liaise with the Syrian government and seek solutions to the crisis.

این تصمیم همچنین یک گروه وزارتی را برای هماهنگی با دولت سوریه و یافتن راه حل برای بحران تشکیل خواهد داد.

منبع: VOA Daily Standard May 2023 Collection

So maybe you liaise with politicians or business leaders, something like that.

بنابراین شاید شما با سیاستمداران یا رهبران کسب و کار هماهنگ کنید، یا چیز دیگری.

منبع: Engvid-Jade Course Collection

We liaised when she was still at scotland yard.

ما زمانی که او هنوز در اسکاتلند یارد بود، هماهنگ کردیم.

منبع: Criminal Minds Season 3

They, um... liaised when she was at scotland yard.

آنها، ام... زمانی که او در اسکاتلند یارد بود، هماهنگ کردند.

منبع: Criminal Minds Season 3

The education officer liaises between students, schools and colleges.

مسئول آموزش بین دانش آموزان، مدارس و دانشگاه ها هماهنگی می کند.

منبع: Collins-Longman-All

What you can do is phone them up - we will, of course, liaise between you - and discuss your concerns with them.

کاری که می توانید انجام دهید این است که با آنها تماس بگیرید - البته ما بین شما هماهنگی خواهیم کرد - و نگرانی های خود را با آنها در میان بگذارید.

منبع: Cambridge IELTS Listening Practice Tests 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید