liaised with
همکاری کرد با
liaised about
در مورد همکاری کرد
liaised on
در مورد همکاری کرد
liaised through
از طریق همکاری کرد
liaised closely
به طور نزدیک همکاری کرد
liaised effectively
به طور موثر همکاری کرد
liaised regularly
به طور منظم همکاری کرد
liaised directly
به طور مستقیم همکاری کرد
liaised formally
به طور رسمی همکاری کرد
liaised informally
به طور غیررسمی همکاری کرد
she liaised with the marketing team to ensure a smooth campaign launch.
او با تیم بازاریابی هماهنگی کرد تا از راه اندازی روان یک کمپین اطمینان حاصل کند.
the project manager liaised with various stakeholders to gather feedback.
مدیر پروژه با ذینفعان مختلف هماهنگی کرد تا بازخورد جمع آوری کند.
he liaised with the suppliers to negotiate better pricing.
او با تامین کنندگان هماهنگی کرد تا قیمت های بهتر را مذاکره کند.
the coordinator liaised with the volunteers to organize the event.
هماهنگ کننده با داوطلبان هماهنگی کرد تا رویداد را سازماندهی کند.
they liaised closely with the it department to resolve technical issues.
آنها به طور نزدیک با بخش فناوری اطلاعات هماهنگی کردند تا مشکلات فنی را حل کنند.
she liaised with international partners to expand the business.
او با شرکای بین المللی هماهنگی کرد تا کسب و کار را گسترش دهد.
the team liaised regularly to ensure everyone was updated on progress.
تیم به طور منظم هماهنگی کرد تا اطمینان حاصل شود که همه در جریان پیشرفت هستند.
he liaised with the legal team to review the contract.
او با تیم حقوقی هماهنگی کرد تا قرارداد را بررسی کند.
they liaised with the government to secure necessary permits.
آنها با دولت هماهنگی کردند تا مجوزهای لازم را به دست آورند.
the researcher liaised with other scientists for collaborative studies.
محقق با سایر دانشمندان برای مطالعات مشترک هماهنگی کرد.
liaised with
همکاری کرد با
liaised about
در مورد همکاری کرد
liaised on
در مورد همکاری کرد
liaised through
از طریق همکاری کرد
liaised closely
به طور نزدیک همکاری کرد
liaised effectively
به طور موثر همکاری کرد
liaised regularly
به طور منظم همکاری کرد
liaised directly
به طور مستقیم همکاری کرد
liaised formally
به طور رسمی همکاری کرد
liaised informally
به طور غیررسمی همکاری کرد
she liaised with the marketing team to ensure a smooth campaign launch.
او با تیم بازاریابی هماهنگی کرد تا از راه اندازی روان یک کمپین اطمینان حاصل کند.
the project manager liaised with various stakeholders to gather feedback.
مدیر پروژه با ذینفعان مختلف هماهنگی کرد تا بازخورد جمع آوری کند.
he liaised with the suppliers to negotiate better pricing.
او با تامین کنندگان هماهنگی کرد تا قیمت های بهتر را مذاکره کند.
the coordinator liaised with the volunteers to organize the event.
هماهنگ کننده با داوطلبان هماهنگی کرد تا رویداد را سازماندهی کند.
they liaised closely with the it department to resolve technical issues.
آنها به طور نزدیک با بخش فناوری اطلاعات هماهنگی کردند تا مشکلات فنی را حل کنند.
she liaised with international partners to expand the business.
او با شرکای بین المللی هماهنگی کرد تا کسب و کار را گسترش دهد.
the team liaised regularly to ensure everyone was updated on progress.
تیم به طور منظم هماهنگی کرد تا اطمینان حاصل شود که همه در جریان پیشرفت هستند.
he liaised with the legal team to review the contract.
او با تیم حقوقی هماهنگی کرد تا قرارداد را بررسی کند.
they liaised with the government to secure necessary permits.
آنها با دولت هماهنگی کردند تا مجوزهای لازم را به دست آورند.
the researcher liaised with other scientists for collaborative studies.
محقق با سایر دانشمندان برای مطالعات مشترک هماهنگی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید