librating

[ایالات متحده]/ˈlaɪbreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlaɪbreɪtɪŋ/

ترجمه

vt. تاب خوردن یا نوسان کردن؛ میانگین گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

librating force

نیروی آزاد کننده

librating motion

حرکت آزاد کننده

librating system

سیستم آزاد کننده

librating beam

پرتاب آزاد کننده

librating pendulum

آونگ آزاد کننده

librating mechanism

مکانیزم آزاد کننده

librating structure

ساختار آزاد کننده

librating device

دستگاه آزاد کننده

librating frequency

فرکانس آزاد کننده

librating axis

محور آزاد کننده

جملات نمونه

the pendulum is librating back and forth.

آونگ به صورت رفت و برگشتی در حال نوسان است.

the scientist observed the librating motion of the satellite.

دانشمند حرکت نوسانی ماهواره را مشاهده کرد.

the toy top was librating on the table.

سرگرمی بر روی میز در حال نوسان بود.

he explained how the librating effect affects the orbits.

او توضیح داد که اثر نوسانی چگونه بر مدارها تأثیر می گذارد.

the librating behavior of the system is fascinating.

رفتار نوسانی سیستم جذاب است.

the librating motion can be observed in various physical systems.

می توان حرکت نوسانی را در سیستم های فیزیکی مختلف مشاهده کرد.

understanding librating dynamics is crucial for engineers.

درک پویایی نوسانی برای مهندسان بسیار مهم است.

they studied the librating patterns of the planets.

آنها الگوهای نوسانی سیارات را مطالعه کردند.

the librating phenomenon was demonstrated in the experiment.

ظاهرة نوسانی در آزمایش نشان داده شد.

she enjoyed watching the librating movements of the dancers.

او از تماشای حرکات نوسانی رقصندگان لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید