librium

[ایالات متحده]/ˈlɪbriəm/
[بریتانیا]/ˈlɪbriəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آرام‌بخش (معادل کلردیازپوکسید)
Word Forms
جمعlibriums

عبارات و ترکیب‌ها

chemical librium

تعادل شیمیایی

dynamic librium

تعادل پویایی

equilibrium librium

تعادل

homeostatic librium

تعادل صفوی

steady librium

تعادل پایدار

chemical equilibrium

تعادل شیمیایی

metabolic librium

تعادل متابولیک

social librium

تعادل اجتماعی

economic librium

تعادل اقتصادی

mental librium

تعادل ذهنی

جملات نمونه

finding a balance is essential for maintaining emotional librium.

یافتن تعادل برای حفظ تعادل احساسی ضروری است.

the body strives to achieve homeostatic librium.

بدن برای دستیابی به تعادل هم‌ایستایی تلاش می‌کند.

in economics, market librium is crucial for stability.

در اقتصاد، تعادل بازار برای ثبات بسیار مهم است.

librium is often used to treat anxiety disorders.

اغلب از لیبریوم برای درمان اختلالات اضطرابی استفاده می‌شود.

maintaining librium in a chaotic environment can be challenging.

حفظ تعادل در یک محیط آشفته می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the concept of librium applies to various scientific fields.

مفهوم لیبریوم برای زمینه‌های علمی مختلف کاربرد دارد.

she found her librium through meditation and yoga.

او تعادل خود را از طریق مدیتیشن و یوگا پیدا کرد.

librium levels can affect your overall health.

سطح لیبریوم می‌تواند بر سلامت کلی شما تأثیر بگذارد.

in chemistry, achieving librium is vital for reactions.

در شیمی، دستیابی به تعادل برای واکنش‌ها حیاتی است.

understanding librium helps in conflict resolution.

درک لیبریوم به حل تعارض کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید