lier

[ایالات متحده]/ˈlaɪə/
[بریتانیا]/ˈlaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که دراز می‌کشد; کوره آنیلینگ شیشه

جملات نمونه

the lier was caught in a web of lies.

دروغگو در تله‌ای از دروغ‌ها گرفتار شد.

everyone knew he was a lier.

همه می‌دانستند که او یک دروغگو است.

trust is hard to rebuild after discovering a lier.

بازسازی اعتماد پس از کشف یک دروغگو دشوار است.

she felt betrayed by the lier's deceit.

او به دلیل فریبکاری دروغگو احساس خیانت کرد.

being a lier can lead to loneliness.

دروغگو بودن می‌تواند منجر به تنهایی شود.

the lier's stories never added up.

داستان‌های دروغگو هرگز با هم جور نمی‌شدند.

he was labeled a lier after the incident.

پس از حادثه، او به عنوان یک دروغگو شناخته شد.

a lier can lose the trust of friends.

یک دروغگو می‌تواند اعتماد دوستان خود را از دست بدهد.

she confronted the lier about the false claims.

او دروغگو را در مورد ادعاهای نادرست مواجه کرد.

people often avoid a known lier.

افراد اغلب از یک دروغگو شناخته شده اجتناب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید