life-support

[ایالات متحده]/[laɪf səˈpɔːt]/
[بریتانیا]/[laɪf səˈpɔːrt]/

ترجمه

n. تجهیزات یا اقداماتی که برای کمک به فرد در تنفس، حفظ ضربان قلب یا تأمین غذای لازم استفاده می‌شود، زمانی که او قادر به انجام این کارها نیست؛ فعالیت ارائه این تجهیزات یا اقدامات.
adj. مربوط به یا ارائه دهنده حمایت حیاتی.

عبارات و ترکیب‌ها

life-support system

سیستم حمایت حیات

on life-support

در حمایت حیات

life-support machines

ماشین‌های حمایت حیات

life-support failure

ناموفقیت سیستم حمایت حیات

providing life-support

ارائه حمایت حیات

life-support costs

هزینه‌های حمایت حیات

life-support team

تیم حمایت حیات

life-support withdrawal

کاهش حمایت حیات

life-support duration

میزان حمایت حیات

life-support patient

بیمار در حمایت حیات

جملات نمونه

the patient remained on life-support for several days after the accident.

بیمار به مدت چند روز پس از حادثه در حالت حمایت حیاتی قرار داشت.

doctors worked tirelessly to maintain his life-support and stabilize his condition.

پزشکان با حرص و هیجان برای حفظ حمایت حیاتی او و پایدار کردن وضعیت او کار کردند.

the hospital has a dedicated life-support unit for critical care patients.

بیمارستان یک بخش اختصاصی برای حمایت حیاتی بیماران نیازمند مراقبت‌های ویژه دارد.

advanced life-support systems are crucial in treating severe respiratory failure.

سیستم‌های حمایت حیاتی پیشرفته در درمان فشاد تنفسی شدید ضروری هستند.

the family faced a difficult decision regarding removing him from life-support.

خانواده با یک تصمیم دشوار در مورد برداشتن او از حمایت حیاتی مواجه شد.

life-support technology has significantly improved survival rates for trauma victims.

فناوری‌های حمایت حیاتی به طور قابل توجهی نرخ بقای بیماران مبتلا به آسیب‌دیدگی‌های جسمی را افزایش داده‌اند.

he was connected to a ventilator as part of his life-support treatment.

او به یک دستگاه تنفس‌کننده متصل شد به عنوان بخشی از درمان حمایت حیاتی او.

the ethical considerations surrounding life-support are complex and challenging.

ملاحظات اخلاقی مربوط به حمایت حیاتی پیچیده و چالش‌برانگیز هستند.

regular monitoring is essential while a patient is on life-support.

بررسی‌های منظم در حین قرار داشتن بیمار در حالت حمایت حیاتی ضروری است.

the cost of long-term life-support can be substantial for families.

هزینه حمایت حیاتی در مدت زمان طولانی می‌تواند برای خانواده‌ها به مراتب زیاد باشد.

the team carefully managed his life-support settings to optimize his chances.

تیم به دقت تنظیمات حمایت حیاتی او را مدیریت کرد تا شانس‌های او را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید