lightman

[ایالات متحده]/[ˈlaɪtmən]/
[بریتانیا]/[ˈlaɪtmən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که وظیفه فعالیت و نگهداری از تجهیزات روشنایی مسخان را دارد؛ فردی که نصب و نگهداری لامپ‌های خیابان را انجام می‌دهد؛ فردی که مسئول روشنایی در یک تولید فیلم یا تلویزیون است.

عبارات و ترکیب‌ها

lightman's job

کار نورپرداز

hired a lightman

نورپرداز استخدام کردن

lightman arrived

نورپرداز رسید

lightman checked

نورپرداز بررسی کرد

main lightman

نورپرداز اصلی

lightman working

نورپرداز کار می کند

thank the lightman

به نورپرداز تشکر کن

lightman's shift

شیفت نورپرداز

find a lightman

نورپردازی پیدا کن

experienced lightman

نورپرداز تجربه دار

جملات نمونه

the lightman adjusted the stage lighting for the play.

نورپرداز نور روشنایی صحنه را برای نمایش تنظیم کرد.

a skilled lightman is essential for a good concert.

یک نورپرداز ماهر برای یک کنسرت خوب ضروری است.

the lightman checked the equipment before the show began.

نورپرداز قبل از شروع نمایش دستگاه‌ها را بررسی کرد.

he started his career as a young lightman.

او با حرفه‌ای شدن به عنوان یک نورپرداز جوان شروع کرد.

the lightman coordinated the colors with the music.

نورپرداز رنگ‌ها را با موسیقی همکاری کرد.

the film relied on the lightman's creative vision.

فیلم به دیدگاه خلاقانه نورپرداز وابسته بود.

the lightman operated the console with precision.

نورپرداز با دقت کنسول را کار می‌کرد.

the lightman’s job is to create the right mood.

وظیفه نورپرداز ایجاد روحیه مناسب است.

the lightman used spotlights to highlight the dancers.

نورپرداز از نورپردازهای نقطه‌ای برای تاکید بر رقصندگان استفاده کرد.

the lightman’s expertise enhanced the overall production.

تخصص نورپرداز کیفیت کلی تولید را افزایش داد.

the lightman carefully planned the lighting sequence.

نورپرداز به دقت توالی روشنایی را برنامه‌ریزی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید