lightman's job
کار نورپرداز
hired a lightman
نورپرداز استخدام کردن
lightman arrived
نورپرداز رسید
lightman checked
نورپرداز بررسی کرد
main lightman
نورپرداز اصلی
lightman working
نورپرداز کار می کند
thank the lightman
به نورپرداز تشکر کن
lightman's shift
شیفت نورپرداز
find a lightman
نورپردازی پیدا کن
experienced lightman
نورپرداز تجربه دار
the lightman adjusted the stage lighting for the play.
نورپرداز نور روشنایی صحنه را برای نمایش تنظیم کرد.
a skilled lightman is essential for a good concert.
یک نورپرداز ماهر برای یک کنسرت خوب ضروری است.
the lightman checked the equipment before the show began.
نورپرداز قبل از شروع نمایش دستگاهها را بررسی کرد.
he started his career as a young lightman.
او با حرفهای شدن به عنوان یک نورپرداز جوان شروع کرد.
the lightman coordinated the colors with the music.
نورپرداز رنگها را با موسیقی همکاری کرد.
the film relied on the lightman's creative vision.
فیلم به دیدگاه خلاقانه نورپرداز وابسته بود.
the lightman operated the console with precision.
نورپرداز با دقت کنسول را کار میکرد.
the lightman’s job is to create the right mood.
وظیفه نورپرداز ایجاد روحیه مناسب است.
the lightman used spotlights to highlight the dancers.
نورپرداز از نورپردازهای نقطهای برای تاکید بر رقصندگان استفاده کرد.
the lightman’s expertise enhanced the overall production.
تخصص نورپرداز کیفیت کلی تولید را افزایش داد.
the lightman carefully planned the lighting sequence.
نورپرداز به دقت توالی روشنایی را برنامهریزی کرد.
lightman's job
کار نورپرداز
hired a lightman
نورپرداز استخدام کردن
lightman arrived
نورپرداز رسید
lightman checked
نورپرداز بررسی کرد
main lightman
نورپرداز اصلی
lightman working
نورپرداز کار می کند
thank the lightman
به نورپرداز تشکر کن
lightman's shift
شیفت نورپرداز
find a lightman
نورپردازی پیدا کن
experienced lightman
نورپرداز تجربه دار
the lightman adjusted the stage lighting for the play.
نورپرداز نور روشنایی صحنه را برای نمایش تنظیم کرد.
a skilled lightman is essential for a good concert.
یک نورپرداز ماهر برای یک کنسرت خوب ضروری است.
the lightman checked the equipment before the show began.
نورپرداز قبل از شروع نمایش دستگاهها را بررسی کرد.
he started his career as a young lightman.
او با حرفهای شدن به عنوان یک نورپرداز جوان شروع کرد.
the lightman coordinated the colors with the music.
نورپرداز رنگها را با موسیقی همکاری کرد.
the film relied on the lightman's creative vision.
فیلم به دیدگاه خلاقانه نورپرداز وابسته بود.
the lightman operated the console with precision.
نورپرداز با دقت کنسول را کار میکرد.
the lightman’s job is to create the right mood.
وظیفه نورپرداز ایجاد روحیه مناسب است.
the lightman used spotlights to highlight the dancers.
نورپرداز از نورپردازهای نقطهای برای تاکید بر رقصندگان استفاده کرد.
the lightman’s expertise enhanced the overall production.
تخصص نورپرداز کیفیت کلی تولید را افزایش داد.
the lightman carefully planned the lighting sequence.
نورپرداز به دقت توالی روشنایی را برنامهریزی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید