stagehand

[ایالات متحده]/ˈsteɪdʒhænd/
[بریتانیا]/ˈsteɪdʒhænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در پشت صحنه یک تئاتر کار می‌کند؛ فردی که مسئول مدیریت صحنه است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stagehand duties

وظایف دستیار صحنه

stagehand skills

مهارت‌های دستیار صحنه

stagehand job

شغل دستیار صحنه

stagehand role

نقش دستیار صحنه

stagehand training

آموزش دستیار صحنه

stagehand position

موقعیت دستیار صحنه

stagehand team

تیم دستیار صحنه

stagehand equipment

تجهیزات دستیار صحنه

stagehand responsibilities

مسئولیت‌های دستیار صحنه

stagehand experience

تجربه دستیار صحنه

جملات نمونه

the stagehand worked tirelessly behind the scenes.

کارگر صحنه به طور خستگی‌ناپذیر پشت صحنه کار می‌کرد.

every stagehand plays a crucial role in the production.

هر کارگر صحنه‌ای نقش مهمی در تولید ایفا می‌کند.

the stagehand quickly set up the lighting for the show.

کارگر صحنه به سرعت نورپردازی نمایش را تنظیم کرد.

being a stagehand requires strong teamwork skills.

کارگر صحنه بودن نیازمند مهارت‌های قوی کار گروهی است.

stagehands often have to work late into the night.

کارگران صحنه اغلب مجبورند تا دیروقت شب کار کنند.

the stagehand's attention to detail is impressive.

توجه کارگر صحنه به جزئیات قابل تحسین است.

many aspiring actors start their careers as stagehands.

بسیاری از بازیگران مشتاق، شروع به کار خود به عنوان کارگر صحنه می‌کنند.

the stagehand managed to fix the broken set piece quickly.

کارگر صحنه به سرعت موفق شد قطعه صحنه شکسته را تعمیر کند.

stagehands must be adaptable to changing conditions.

کارگران صحنه باید با شرایط متغیر سازگار باشند.

without the stagehand, the performance would have been chaotic.

بدون کارگر صحنه، اجرا آشفته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید