lightship

[ایالات متحده]/ˈlaɪtʃɪp/
[بریتانیا]/ˈlaɪtʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی‌ای که به نور مجهز شده است تا به عنوان وسیله کمک ناوبری عمل کند؛ شناوری که در آب‌های خطرناک برای مقاصد ناوبری لنگر انداخته است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lightship station

ایستگاه نورکشتی

lightship service

خدمات نورکشتی

lightship buoy

بویه نورکشتی

lightship crew

خدمه نورکشتی

lightship design

طراحی نورکشتی

lightship operations

عملیات نورکشتی

lightship navigation

ناوبری نورکشتی

lightship signals

آثار نورکشتی

lightship exhibition

نمایشگاه نورکشتی

lightship technology

فناوری نورکشتی

جملات نمونه

the lightship guided the ships safely through the fog.

کشتی راهنما کشتی‌ها را با خیال راحت از میان مه عبور داد.

many sailors rely on the lightship for navigation.

بسیاری از ملوانان برای ناوبری به کشتی راهنما متکی هستند.

the lightship was stationed at the entrance of the harbor.

کشتی راهنما در ورودی بندر مستقر بود.

during storms, the lightship plays a crucial role.

در طول طوفان‌ها، کشتی راهنما نقش مهمی ایفا می‌کند.

they painted the lightship in bright colors for visibility.

آنها کشتی راهنما را به رنگ‌های روشن برای دید بهتر رنگ آمیزی کردند.

the crew on the lightship works around the clock.

خدمه کشتی راهنما به صورت شبانه روزی کار می‌کنند.

lightships are often equipped with powerful beacons.

کشتی‌های راهنما اغلب به چراغ‌های قوی مجهز هستند.

in maritime history, lightships have been essential.

در تاریخ دریانوردی، کشتی‌های راهنما ضروری بوده‌اند.

we visited the old lightship that is now a museum.

ما از کشتی راهنمای قدیمی که اکنون یک موزه است بازدید کردیم.

the lightship's signal can be seen from miles away.

سیگنال کشتی راهنما را می‌توان از مایل‌ها دورتر دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید