likenings

[ایالات متحده]/ˈlaɪkənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlaɪkənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مقایسه یک چیز با چیز دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

likening to

مانند

likening it

مانند آن

likening them

مانند آنها

likening himself

مانند خودش

likening her

مانند او

likening life

مانند زندگی

likening art

مانند هنر

likening thematically

مانند موضوعی

likening styles

مانند سبک ها

likening ideas

مانند ایده ها

جملات نمونه

she is likening his determination to that of a lion.

او مصمم بودن او را به یک شیر تشبیه می‌کند.

he enjoys likening life to a journey.

او از تشبیه زندگی به یک سفر لذت می‌برد.

the teacher is likening the process of learning to climbing a mountain.

معلم فرایند یادگیری را به صعود از کوهستان تشبیه می‌کند.

in her speech, she was likening love to a beautiful flower.

در سخنرانی خود، او عشق را به یک گل زیبا تشبیه کرد.

he often finds himself likening his struggles to a battle.

او اغلب متوجه می‌شود که تلاش‌های خود را به یک نبرد تشبیه می‌کند.

the author is likening the city to a living organism.

نویسنده شهر را به یک ارگانیسم زنده تشبیه می‌کند.

she is likening their friendship to a sturdy bridge.

او دوستی آنها را به یک پل محکم تشبیه می‌کند.

in his poem, he is likening the night sky to a velvet blanket.

در شعر خود، او آسمان شب را به یک پتو مخملی تشبیه می‌کند.

he enjoys likening his career to a marathon.

او از تشبیه شغل خود به یک ماراتن لذت می‌برد.

she is likening the challenges they face to waves in the ocean.

او چالش‌هایی که با آن روبرو هستند را به امواج اقیانوس تشبیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید