liker

[ایالات متحده]/ˈlaɪkər/
[بریتانیا]/ˈlaɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که چیزی را دوست دارد؛ یک علاقه‌مند

عبارات و ترکیب‌ها

photo liker

دوستدار عکس

post liker

دوستدار پست

video liker

دوستدار ویدیو

content liker

دوستدار محتوا

page liker

دوستدار صفحه

friend liker

دوستدار دوست

status liker

دوستدار وضعیت

brand liker

دوستدار برند

event liker

دوستدار رویداد

comment liker

دوستدار نظر

جملات نمونه

she is a big liker of classical music.

او یک طرفدار بزرگ موسیقی کلاسیک است.

as a liker of outdoor activities, he often goes hiking.

همانطور که یک طرفدار فعالیت های فضای باز است، او اغلب به پیاده روی می رود.

he is known as a liker of spicy food.

او به عنوان یک طرفدار غذای تند شناخته می شود.

being a liker of art, she visits galleries frequently.

با وجود اینکه یک طرفدار هنر است، او اغلب از گالری ها بازدید می کند.

many people are liker of social media platforms.

بسیاری از مردم طرفدار پلتفرم های رسانه های اجتماعی هستند.

as a liker of sports, he watches games every weekend.

همانطور که یک طرفدار ورزش است، او هر آخر هفته مسابقات را تماشا می کند.

she is a liker of historical novels.

او یک طرفدار رمان های تاریخی است.

he is a liker of technology and gadgets.

او یک طرفدار فناوری و گجت ها است.

as a liker of animals, she volunteers at the shelter.

همانطور که یک طرفدار حیوانات است، او به طور داوطلبانه در پناهگاه کار می کند.

being a liker of fashion, she follows all the latest trends.

با وجود اینکه یک طرفدار مد است، او از تمام آخرین روندها پیروی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید