lilliputs

[ایالات متحده]/ˈlɪlɪˌpʌts/
[بریتانیا]/ˈlɪlɪˌpʌts/

ترجمه

n. افراد یا چیزهای کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

lilliputs army

ارتش لیلیپوت

lilliputs world

جهان لیلیپوت

lilliputs adventure

ماجراجویی لیلیپوت

lilliputs land

سرزمین لیلیپوت

lilliputs village

دهکده لیلیپوت

lilliputs story

داستان لیلیپوت

lilliputs culture

فرهنگ لیلیپوت

lilliputs kingdom

پادشاهی لیلیپوت

lilliputs characters

شخصیت‌های لیلیپوت

lilliputs fantasy

فانتزی لیلیپوت

جملات نمونه

in the story, the protagonist encounters a race of lilliputs.

در داستان، شخصیت اصلی با نژادی از لیلیپوت‌ها روبرو می‌شود.

many people compare modern society to the world of lilliputs.

بسیاری از مردم جامعه مدرن را با دنیای لیلیپوت‌ها مقایسه می‌کنند.

the lilliputs in the tale represent the challenges of smallness.

لیلیپوت‌ها در داستان، نشان‌دهنده چالش‌های کوچکی هستند.

he felt like a lilliput among his towering colleagues.

او خود را در میان همکاران بلند قدش مانند یک لیلیپوت احساس می‌کرد.

the film creatively depicts the lives of lilliputs.

فیلم به طور خلاقانه‌ای زندگی لیلیپوت‌ها را به تصویر می‌کشد.

she dressed her dolls like lilliputs from the story.

او عروسک‌های خود را مانند لیلیپوت‌های داستان لباس می‌کرد.

in literature, lilliputs often symbolize innocence and vulnerability.

در ادبیات، لیلیپوت‌ها اغلب نمادی از معصومیت و آسیب‌پذیری هستند.

the artist painted a whimsical scene with lilliputs in a garden.

هنرمند صحنه‌ای خیال‌انگیز با لیلیپوت‌هایی در یک باغ نقاشی کرد.

children enjoy stories about adventures with lilliputs.

کودکان از داستان‌های ماجراجویانه با لیلیپوت‌ها لذت می‌برند.

his imagination was filled with visions of lilliputs and giants.

خلاقیت او با تصاویر لیلیپوت‌ها و غول‌ها پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید