liman

[ایالات متحده]/ˈlaɪmən/
[بریتانیا]/ˈlaɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مصب یا تالاب؛ دریاچه یا باتلاق شور
Word Forms
جمعlimen

عبارات و ترکیب‌ها

liman port

بندر لیمان

liman area

منطقه لیمان

liman city

شهر لیمان

liman region

ناحیه‌ی لیمان

liman zone

منطقه لیمان

liman beach

ساحل لیمان

liman river

رودخانه لیمان

liman town

شهرک لیمان

liman district

منطقه لیمان

liman village

دهکده لیمان

جملات نمونه

he decided to liman his focus on the project.

او تصمیم گرفت تمرکز خود را بر روی پروژه حفظ کند.

we need to liman our resources for better efficiency.

ما نیاز داریم منابع خود را برای افزایش بهره وری حفظ کنیم.

she tried to liman her spending this month.

او سعی کرد این ماه هزینه های خود را حفظ کند.

the company will liman its workforce due to budget cuts.

به دلیل کاهش بودجه، شرکت نیروی کار خود را حفظ خواهد کرد.

it's important to liman distractions while studying.

هنگام مطالعه حفظ حواس پرتی ها مهم است.

they agreed to liman the discussion to key issues.

آنها با هم توافق کردند که بحث را به مسائل کلیدی محدود کنند.

to achieve success, you must liman your goals.

برای رسیدن به موفقیت، باید اهداف خود را حفظ کنید.

he learned to liman his expectations to avoid disappointment.

او یاد گرفت که انتظارات خود را حفظ کند تا از ناامیدی جلوگیری کند.

we should liman our time spent on social media.

ما باید زمان صرف شده برای رسانه های اجتماعی خود را حفظ کنیم.

the coach asked the players to liman their movements during practice.

مربی از بازیکنان خواست حرکات خود را در طول تمرین حفظ کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید