| جمع | limen |
liman port
بندر لیمان
liman area
منطقه لیمان
liman city
شهر لیمان
liman region
ناحیهی لیمان
liman zone
منطقه لیمان
liman beach
ساحل لیمان
liman river
رودخانه لیمان
liman town
شهرک لیمان
liman district
منطقه لیمان
liman village
دهکده لیمان
he decided to liman his focus on the project.
او تصمیم گرفت تمرکز خود را بر روی پروژه حفظ کند.
we need to liman our resources for better efficiency.
ما نیاز داریم منابع خود را برای افزایش بهره وری حفظ کنیم.
she tried to liman her spending this month.
او سعی کرد این ماه هزینه های خود را حفظ کند.
the company will liman its workforce due to budget cuts.
به دلیل کاهش بودجه، شرکت نیروی کار خود را حفظ خواهد کرد.
it's important to liman distractions while studying.
هنگام مطالعه حفظ حواس پرتی ها مهم است.
they agreed to liman the discussion to key issues.
آنها با هم توافق کردند که بحث را به مسائل کلیدی محدود کنند.
to achieve success, you must liman your goals.
برای رسیدن به موفقیت، باید اهداف خود را حفظ کنید.
he learned to liman his expectations to avoid disappointment.
او یاد گرفت که انتظارات خود را حفظ کند تا از ناامیدی جلوگیری کند.
we should liman our time spent on social media.
ما باید زمان صرف شده برای رسانه های اجتماعی خود را حفظ کنیم.
the coach asked the players to liman their movements during practice.
مربی از بازیکنان خواست حرکات خود را در طول تمرین حفظ کنند.
liman port
بندر لیمان
liman area
منطقه لیمان
liman city
شهر لیمان
liman region
ناحیهی لیمان
liman zone
منطقه لیمان
liman beach
ساحل لیمان
liman river
رودخانه لیمان
liman town
شهرک لیمان
liman district
منطقه لیمان
liman village
دهکده لیمان
he decided to liman his focus on the project.
او تصمیم گرفت تمرکز خود را بر روی پروژه حفظ کند.
we need to liman our resources for better efficiency.
ما نیاز داریم منابع خود را برای افزایش بهره وری حفظ کنیم.
she tried to liman her spending this month.
او سعی کرد این ماه هزینه های خود را حفظ کند.
the company will liman its workforce due to budget cuts.
به دلیل کاهش بودجه، شرکت نیروی کار خود را حفظ خواهد کرد.
it's important to liman distractions while studying.
هنگام مطالعه حفظ حواس پرتی ها مهم است.
they agreed to liman the discussion to key issues.
آنها با هم توافق کردند که بحث را به مسائل کلیدی محدود کنند.
to achieve success, you must liman your goals.
برای رسیدن به موفقیت، باید اهداف خود را حفظ کنید.
he learned to liman his expectations to avoid disappointment.
او یاد گرفت که انتظارات خود را حفظ کند تا از ناامیدی جلوگیری کند.
we should liman our time spent on social media.
ما باید زمان صرف شده برای رسانه های اجتماعی خود را حفظ کنیم.
the coach asked the players to liman their movements during practice.
مربی از بازیکنان خواست حرکات خود را در طول تمرین حفظ کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید