An American, some years later commented thus :- "The Limey Navy, just turned and ran.
یک آمریکایی، چند سال بعد چنین اظهار داشت: - "ناوگان نیروی دریایی لایمی، چرخید و فرار کرد.
Impressed with themselves, although they were not jumpers or experienced glider troopers, they airily dismissed the 509th and its fresh combat experiences, as well as any nonstandard/Limey concept.
با اینکه خود را تحت تأثیر قرار داده بودند، اگرچه نه غواص و نه سربازان هلند گلایدر با تجربه، آنها به سادگی دسته 509 و تجربیات رزمی تازه آن و همچنین هر مفهوم غیر استاندارد/لیمویی را کنار گذاشتند.
The limey taste of the drink was refreshing on a hot day.
طعم لایمی نوشیدنی در یک روز گرم بسیار دلپذیر بود.
She added a squeeze of limey juice to her salad dressing for extra flavor.
او برای طعم بیشتر، کمی آب لیمو به سس سالادش اضافه کرد.
The bartender garnished the cocktail with a limey wedge on the rim of the glass.
بارتندر کوکتل را با یک تکه لیمو روی لبه لیوان تزئین کرد.
He loves the limey scent of the hand soap in the bathroom.
او عاشق عطر لایمی صابون دست در حمام است.
The limey green color of the walls brightened up the room.
رنگ سبز لایمی دیوارها باعث روشن شدن اتاق شد.
She wore a limey dress to the summer party.
او یک لباس لایمی به مهمانی تابستانی پوشید.
The limey twist added a zesty kick to the dish.
طعم لایمی به غذا طعم و مزه ای تند و با طراوت بخشید.
He prefers his guacamole with a limey flavor.
او ترجیح می دهد که گواکاموله اش با طعم لایمی باشد.
The limey acidity of the wine paired well with the seafood dish.
اسیدیته لایمی شراب به خوبی با غذای دریایی مطابقت داشت.
The limey undertones in the perfume gave it a fresh and citrusy scent.
زیرتایپ های لایمی در عطر به آن بوی تازه و مرکباتی می داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید