speed limiter
محدود کننده سرعت
volume limiter
محدود کننده حجم
torque limiter
محدود کننده گشتاور
current limiter
محدود کننده جریان
a limiter of choices.
محدودیتی برای انتخابها.
" Stabilization of voltage limiter circuit for high-density DRAM's using pole-zero compensation " , IEICE Trans.Electron., vol.
" تثبیت مدار محدود کننده ولتاژ برای حافظه درایو DRAM با چگالی بالا با استفاده از جبران قطب صفر ", IEICE Trans.Electron., vol.
The limiter on the machine prevents it from overheating.
محدود کننده روی دستگاه از گرم شدن بیش از حد آن جلوگیری می کند.
The speed limiter in the car ensures safe driving.
محدود کننده سرعت در خودرو اطمینان از رانندگی ایمن را فراهم می کند.
The limiter on the audio system keeps the volume at a reasonable level.
محدود کننده روی سیستم صوتی حجم صدا را در سطح معقولی نگه می دارد.
The limiter on the phone restricts data usage.
محدود کننده روی تلفن استفاده از داده ها را محدود می کند.
The limiter in the software prevents certain actions.
محدود کننده در نرم افزار از انجام اقدامات خاص جلوگیری می کند.
The limiter on the thermostat controls the temperature in the room.
محدود کننده روی ترموستات دمای اتاق را کنترل می کند.
The limiter on the power tool prevents accidents.
محدود کننده روی ابزار برقی از بروز حوادث جلوگیری می کند.
The limiter on the credit card restricts spending.
محدود کننده روی کارت اعتباری هزینه ها را محدود می کند.
The limiter on the internet connection reduces bandwidth usage.
محدود کننده روی اتصال اینترنت مصرف پهنای باند را کاهش می دهد.
The limiter on the fitness equipment ensures safe workouts.
محدود کننده روی تجهیزات ورزشی اطمینان از تمرینات ایمن را فراهم می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید