limpas

[ایالات متحده]/limpə/
[بریتانیا]/limpə/

ترجمه

n. (نان چاودار شیرین با شربت یا شکر قهوه‌ای)

عبارات و ترکیب‌ها

limpas flow

جریان لمپاس

limpas process

فرآیند لمپاس

limpas energy

انرژی لمپاس

limpas system

سیستم لمپاس

limpas method

روش لمپاس

limpas solution

راه حل لمپاس

limpas standards

استانداردهای لمپاس

limpas practices

روش های لمپاس

limpas approach

رویکرد لمپاس

limpas initiative

ابتکار عمل لمپاس

جملات نمونه

she always limpas her shoes before going out.

او همیشه قبل از بیرون رفتن کفشش را تمیز می‌کند.

he limpas the windows every saturday.

او هر شنبه پنجره‌ها را تمیز می‌کند.

they limpas the car after a long road trip.

آنها ماشین را بعد از یک سفر طولانی تمیز می‌کنند.

it's important to limpas your equipment regularly.

تمیز کردن تجهیزات خود به طور منظم مهم است.

she limpas her desk every friday afternoon.

او هر پنجشنبه بعد از ظهر میز خود را تمیز می‌کند.

he likes to limpas his glasses before reading.

او دوست دارد قبل از خواندن عینک خود را تمیز کند.

we should limpas the kitchen after cooking.

ما باید بعد از آشپزی آشپزخانه را تمیز کنیم.

they always limpas the floors after the party.

آنها همیشه بعد از مهمانی کف‌ها را تمیز می‌کنند.

she limpas the furniture to keep it shiny.

او مبلمان را تمیز می‌کند تا آن را براق نگه دارد.

it's a good habit to limpas your workspace daily.

تمیز کردن فضای کاری خود به طور روزانه عادت خوبی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید