lineaments

[ایالات متحده]/ˈlɪnɪəmənts/
[بریتانیا]/ˈlɪniəmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی‌ها یا خصوصیات متمایز، به‌ویژه از صورت؛ ویژگی‌ها یا خطوط کلی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

distinct lineaments

ویژگی‌های متمایز

facial lineaments

ویژگی‌های چهره

geographical lineaments

ویژگی‌های جغرافیایی

lineaments of beauty

ویژگی‌های زیبایی

lineaments of identity

ویژگی‌های هویت

lineaments of style

ویژگی‌های سبک

lineaments of character

ویژگی‌های شخصیتی

lineaments of nature

ویژگی‌های طبیعت

cultural lineaments

ویژگی‌های فرهنگی

lineaments of history

ویژگی‌های تاریخی

جملات نمونه

her lineaments were strikingly beautiful.

ویژگی‌های چهره او به طرز چشمگیری زیبا بود.

the artist captured the lineaments of the landscape perfectly.

هنرمند به طور کامل ویژگی‌های چشم‌انداز را به تصویر کشید.

his lineaments revealed a life of hardship.

ویژگی‌های چهره او زندگی پر فراز و نشیب را نشان می‌داد.

the lineaments of the ancient statue were well preserved.

ویژگی‌های مجسمه باستانی به خوبی حفظ شده بود.

she studied the lineaments of his face closely.

او با دقت ویژگی‌های چهره او را مطالعه کرد.

the lineaments of the city can be seen from the hilltop.

می‌توان ویژگی‌های شهر را از بالای تپه دید.

his lineaments were softened by the gentle light.

ویژگی‌های چهره او توسط نور ملایم نرم شده بود.

the lineaments of her character were evident in her actions.

ویژگی‌های شخصیتی او در اعمالش آشکار بود.

the lineaments of the plan were carefully outlined.

ویژگی‌های طرح به دقت مشخص شده بود.

he admired the lineaments of the horse in motion.

او به ویژگی‌های اسب در حرکت تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید