linesider

[ایالات متحده]/ˈlaɪnˌsaɪdə/
[بریتانیا]/ˈlaɪnˌsaɪdər/

ترجمه

adj. مربوط به منطقه کنار خط آهن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

linesider player

بازیکن کنار خط

linesider strategy

استراتژی کنار خط

linesider position

موقعیت کنار خط

linesider advantage

مزیت کنار خط

linesider role

نقش کنار خط

linesider technique

تکنیک کنار خط

linesider focus

تمرکز کنار خط

linesider game

بازی کنار خط

linesider skill

مهارت کنار خط

linesider tactic

تاکتیک کنار خط

جملات نمونه

the linesider skillfully navigated the waves.

خط‌کش به طرز ماهرانه در امواج حرکت کرد.

as a linesider, he knows all the best spots.

همانطور که خط‌کش است، او همه بهترین نقاط را می‌داند.

she became a linesider after years of practice.

او بعد از سال‌ها تمرین به یک خط‌کش تبدیل شد.

the linesider's technique impressed everyone.

تکنیک خط‌کش همه را تحت تاثیر قرار داد.

linesiders often share tips with each other.

خط‌کش‌ها اغلب نکات را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

he was recognized as the best linesider in the competition.

او به عنوان بهترین خط‌کش در مسابقه شناخته شد.

being a linesider requires patience and skill.

خط‌کش بودن نیاز به صبر و مهارت دارد.

the linesider waited for the perfect wave.

خط‌کش منتظر موج کامل ماند.

many linesiders gather at the beach during summer.

بسیاری از خط‌کش‌ها در تابستان در ساحل جمع می‌شوند.

she took a linesider course to improve her skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود در یک دوره آموزشی خط‌کش شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید