linework

[ایالات متحده]/ˈlaɪnˌwɜːk/
[بریتانیا]/ˈlaɪnˌwɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند کشیدن خطوط یا حاشیه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

clean linework

خطوط تمیز

detailed linework

خطوط با جزئیات

bold linework

خطوط برجسته

intricate linework

خطوط پیچیده

precise linework

خطوط دقیق

dynamic linework

خطوط پویا

minimal linework

خطوط کم

thin linework

خطوط نازک

expressive linework

خطوط بیانگر

stylized linework

خطوط شایسته

جملات نمونه

her linework in the drawing was incredibly detailed.

خطوط طراحی او در این نقاشی بسیار دقیق بود.

the artist focused on improving his linework skills.

هنرمند روی بهبود مهارت‌های خط‌کشی خود تمرکز کرد.

linework is essential for creating clear illustrations.

خط‌کشی برای ایجاد تصاویر واضح ضروری است.

he admired the linework of the comic book artist.

او از خط‌کشی هنرمند کمیک تحسین کرد.

good linework can enhance the overall composition of a piece.

خط‌کشی خوب می‌تواند ترکیب کلی یک اثر را ارتقا دهد.

she practiced her linework every day to improve her technique.

او هر روز برای بهبود تکنیک خود، خط‌کشی تمرین می‌کرد.

the linework in this painting gives it a unique texture.

خط‌کشی در این نقاشی به آن بافتی منحصر به فرد می‌دهد.

linework can vary greatly between different styles of art.

خط‌کشی می‌تواند بین سبک‌های مختلف هنر بسیار متفاوت باشد.

he used a fine pen for his linework in the sketch.

او برای خط‌کشی خود در طرح، از یک قلم نازک استفاده کرد.

linework is often the foundation of a successful illustration.

خط‌کشی اغلب پایه و اساس یک تصویرسازی موفق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید