linnea

[ایالات متحده]/[ˈlɪniːə]/
[بریتانیا]/[ˈlɪniːə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه گلدار کوچک و نرم از خانواده گیاهان گردو، با برگ‌های باریک و گل‌های کوچک به شکل ستاره؛ یک گیاه گلدار کوچک و نرم از ژنس لیننئا؛ یک فرد که گیاهان را مطالعه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

linnea sings

لیننیا می‌خواند

linnea's book

کتاب لیننیا

see linnea

لیننیا را ببین

linnea walked

لیننیا راه رفته بود

linnea and me

لیننیا و من

linnea's idea

ایده لیننیا

helping linnea

کمک به لیننیا

linnea is here

لیننیا اینجا است

linnea's smile

خنده لیننیا

linnea's coming

لیننیا می‌آید

جملات نمونه

linnea carefully reviewed the project proposal.

لیننیا به دقت پیشنهاد پروژه را بررسی کرد.

we named our daughter linnea after her grandmother.

ما پس از نانی دخترمان، دخترمان را لیننیا نام گذاری کردیم.

linnea enjoys hiking in the nearby mountains.

لیننیا لذت می‌برد در تسلیم در کوه‌های اطراف.

the linnea flower is known for its delicate beauty.

گل لیننیا به دلیل زیبایی نرم خود معروف است.

linnea presented her research findings at the conference.

لیننیا یافته‌های تحقیق خود را در کنفرانس ارائه کرد.

linnea and her team worked tirelessly on the campaign.

لیننیا و تیم او به طور بی‌وقفه روی کمپین کار کردند.

linnea’s passion for environmental conservation is inspiring.

شغف لیننیا با حفاظت از محیط زیست الهام بخش است.

linnea volunteered at the local animal shelter last summer.

لیننیا در تابستان گذشته در مراکز پناه‌گاه حیوانات محلی داوطلب شد.

linnea is a talented musician and a skilled painter.

لیننیا یک موسیقی‌دان ماهر و نقاش ماهر است.

linnea’s innovative approach solved a complex problem.

رویکرد نوآور لیننیا یک مشکل پیچیده را حل کرد.

linnea actively participates in community events.

لیننیا فعالانه در رویدادهای جامعه شرکت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید