snowberry

[ایالات متحده]/ˈsnəʊˌbɛri/
[بریتانیا]/ˈsnoʊˌbɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی توت که توسط گیاه برف‌توت تولید می‌شود، بومی آمریکای شمالی. ; گیاه برف‌توت، متعلق به جنس Symphoricarpos.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

snowberry bush

شاخ و خاره‌ای از توت‌سیاه

snowberry fruit

میوه توت‌سیاه

snowberry plant

گیاه توت‌سیاه

snowberry leaves

برگ‌های توت‌سیاه

snowberry habitat

زیستگاه توت‌سیاه

snowberry color

رنگ توت‌سیاه

snowberry species

گونه‌های توت‌سیاه

snowberry garden

باغ توت‌سیاه

snowberry extract

عصاره توت‌سیاه

snowberry tea

چای توت‌سیاه

جملات نمونه

snowberry bushes thrive in cold climates.

شاخه‌های توت‌سیاه در آب و هوای سرد رشد می‌کنند.

the snowberry fruit is edible but not very sweet.

میوه‌های توت‌سیاه قابل خوردن هستند اما خیلی شیرین نیستند.

in spring, snowberry plants start to bloom.

در بهار، گیاهان توت‌سیاه شروع به گل دادن می‌کنند.

many birds are attracted to snowberry bushes.

بسیاری از پرندگان به سمت بوته‌های توت‌سیاه جذب می‌شوند.

snowberry is often used in landscaping.

توت‌سیاه اغلب در طراحی منظر استفاده می‌شود.

she picked snowberries for her homemade jam.

او توت‌سیاه را برای مربای خانگی خود جمع کرد.

snowberry leaves are oval and dark green.

برگ‌های توت‌سیاه بیضی و سبز تیره هستند.

snowberry is a great choice for wildlife gardens.

توت‌سیاه یک انتخاب عالی برای باغ‌های حیات وحش است.

children enjoy playing near the snowberry bushes.

کودکان از بازی در نزدیکی بوته‌های توت‌سیاه لذت می‌برند.

snowberry plants can survive harsh winters.

گیاهان توت‌سیاه می‌توانند زمستان‌های سخت را تحمل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید