lionizes heroes
قهرمانپروری میکند
lionizes leaders
رهبران را قهرمانسازی میکند
lionizes celebrities
سلبریتیها را قهرمانسازی میکند
lionizes artists
هنرمندان را قهرمانسازی میکند
lionizes athletes
ورزشکاران را قهرمانسازی میکند
lionizes figures
چهرهها را قهرمانسازی میکند
lionizes icons
آیکونها را قهرمانسازی میکند
lionizes innovators
نوآوران را قهرمانسازی میکند
lionizes geniuses
نابگاهها را قهرمانسازی میکند
lionizes legends
افسانه ها را قهرمانسازی میکند
the media often lionizes celebrities for their achievements.
اغلب رسانه ها مشهوران را به خاطر دستاوردهایشان بزرگنمایی می کنند.
he was lionized after winning the prestigious award.
او پس از برنده شدن جایزه معتبر مورد تحسین قرار گرفت.
many authors lionize historical figures in their novels.
بسیاری از نویسندگان چهره های تاریخی را در رمان های خود بزرگنمایی می کنند.
she felt lionized by her peers for her groundbreaking research.
او احساس کرد که همکارانش او را به خاطر تحقیقات پیشگامانه اش مورد تحسین قرار داده اند.
the documentary lionizes the efforts of local activists.
مستند تلاش های فعالان محلی را بزرگنمایی می کند.
he does not want to be lionized; he prefers to stay humble.
او نمی خواهد مورد تحسین قرار گیرد؛ ترجیح می دهد متواضع بماند.
critics lionize the film for its innovative storytelling.
منتقدان فیلم را به خاطر داستان سرایی نوآورانه اش مورد تحسین قرار می دهند.
in her speech, she lionized the contributions of her team.
در سخنرانی خود، او از مشارکت های تیمش قدردانی کرد.
he was lionized in the press for his philanthropic work.
او در رسانه ها به خاطر کار خیریه اش مورد تحسین قرار گرفت.
the author lionizes the hero in her latest book.
نویسنده قهرمان را در آخرین کتاب خود بزرگنمایی می کند.
lionizes heroes
قهرمانپروری میکند
lionizes leaders
رهبران را قهرمانسازی میکند
lionizes celebrities
سلبریتیها را قهرمانسازی میکند
lionizes artists
هنرمندان را قهرمانسازی میکند
lionizes athletes
ورزشکاران را قهرمانسازی میکند
lionizes figures
چهرهها را قهرمانسازی میکند
lionizes icons
آیکونها را قهرمانسازی میکند
lionizes innovators
نوآوران را قهرمانسازی میکند
lionizes geniuses
نابگاهها را قهرمانسازی میکند
lionizes legends
افسانه ها را قهرمانسازی میکند
the media often lionizes celebrities for their achievements.
اغلب رسانه ها مشهوران را به خاطر دستاوردهایشان بزرگنمایی می کنند.
he was lionized after winning the prestigious award.
او پس از برنده شدن جایزه معتبر مورد تحسین قرار گرفت.
many authors lionize historical figures in their novels.
بسیاری از نویسندگان چهره های تاریخی را در رمان های خود بزرگنمایی می کنند.
she felt lionized by her peers for her groundbreaking research.
او احساس کرد که همکارانش او را به خاطر تحقیقات پیشگامانه اش مورد تحسین قرار داده اند.
the documentary lionizes the efforts of local activists.
مستند تلاش های فعالان محلی را بزرگنمایی می کند.
he does not want to be lionized; he prefers to stay humble.
او نمی خواهد مورد تحسین قرار گیرد؛ ترجیح می دهد متواضع بماند.
critics lionize the film for its innovative storytelling.
منتقدان فیلم را به خاطر داستان سرایی نوآورانه اش مورد تحسین قرار می دهند.
in her speech, she lionized the contributions of her team.
در سخنرانی خود، او از مشارکت های تیمش قدردانی کرد.
he was lionized in the press for his philanthropic work.
او در رسانه ها به خاطر کار خیریه اش مورد تحسین قرار گرفت.
the author lionizes the hero in her latest book.
نویسنده قهرمان را در آخرین کتاب خود بزرگنمایی می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید