liquidated

[ایالات متحده]/ˈlɪkwɪdeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈlɪkwɪˌdeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی liquidate; برای حذف (کسی); برای تسویه یک بدهی; برای فروش.

عبارات و ترکیب‌ها

liquidated assets

دارایی‌های نقد شده

liquidated damages

خسارت‌های نقد شده

liquidated company

شرکت نقد شده

liquidated inventory

موجودی نقد شده

liquidated fund

صندوق نقد شده

liquidated partnership

همکاری نقد شده

liquidated value

ارزش نقد شده

liquidated claim

ادعای نقد شده

liquidated entity

نهاد نقد شده

liquidated business

کسب و کار نقد شده

جملات نمونه

the company was liquidated due to financial difficulties.

شرکت به دلیل مشکلات مالی منحل شد.

all assets were liquidated to pay off the debts.

تمام دارایی‌ها برای پرداخت بدهی‌ها فروخته شدند.

after the bankruptcy, the business was liquidated quickly.

پس از ورشکستگی، کسب و کار به سرعت منحل شد.

investors were unhappy when their shares were liquidated.

سرمایه‌گذاران از منحل شدن سهامشان ناراضی بودند.

the court ordered the assets to be liquidated.

دادگاه دستور فروش دارایی‌ها را صادر کرد.

they liquidated their inventory to make room for new products.

آنها موجودی خود را برای جای دادن محصولات جدید فروختند.

liquidated damages were specified in the contract.

خسارات منحل شده در قرارداد مشخص شده بود.

the firm liquidated its holdings in response to market changes.

شرکت به دلیل تغییرات بازار، دارایی‌های خود را فروخت.

they decided to liquidate the partnership after years of losses.

آنها پس از سال‌ها متحمل شدن ضرر، تصمیم گرفتند مشارکت را منحل کنند.

liquidated assets can be sold at a discount.

دارایی‌های فروخته شده می‌توانند با تخفیف فروخته شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید