liquidated assets
داراییهای نقد شده
liquidated damages
خسارتهای نقد شده
liquidated company
شرکت نقد شده
liquidated inventory
موجودی نقد شده
liquidated fund
صندوق نقد شده
liquidated partnership
همکاری نقد شده
liquidated value
ارزش نقد شده
liquidated claim
ادعای نقد شده
liquidated entity
نهاد نقد شده
liquidated business
کسب و کار نقد شده
the company was liquidated due to financial difficulties.
شرکت به دلیل مشکلات مالی منحل شد.
all assets were liquidated to pay off the debts.
تمام داراییها برای پرداخت بدهیها فروخته شدند.
after the bankruptcy, the business was liquidated quickly.
پس از ورشکستگی، کسب و کار به سرعت منحل شد.
investors were unhappy when their shares were liquidated.
سرمایهگذاران از منحل شدن سهامشان ناراضی بودند.
the court ordered the assets to be liquidated.
دادگاه دستور فروش داراییها را صادر کرد.
they liquidated their inventory to make room for new products.
آنها موجودی خود را برای جای دادن محصولات جدید فروختند.
liquidated damages were specified in the contract.
خسارات منحل شده در قرارداد مشخص شده بود.
the firm liquidated its holdings in response to market changes.
شرکت به دلیل تغییرات بازار، داراییهای خود را فروخت.
they decided to liquidate the partnership after years of losses.
آنها پس از سالها متحمل شدن ضرر، تصمیم گرفتند مشارکت را منحل کنند.
liquidated assets can be sold at a discount.
داراییهای فروخته شده میتوانند با تخفیف فروخته شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید