listel

[ایالات متحده]/ˈlɪstəl/
[بریتانیا]/ˈlɪstəl/

ترجمه

n. زیورآلات نوار صاف; لبه صاف; برآمدگی شیار ستون

عبارات و ترکیب‌ها

listel edge

لبه لیستل

listel tile

کاشی لیستل

listel border

مرز لیستل

listel trim

تریم لیستل

listel design

طراحی لیستل

listel pattern

الگوی لیستل

listel strip

نوار لیستل

listel accent

تاکید لیستل

listel feature

ویژگی لیستل

listel application

کاربرد لیستل

جملات نمونه

the listel adds a decorative touch to the tile design.

لیستل جلوه‌ای تزئینی به طرح کاشی اضافه می‌کند.

we chose a listel that complements the countertop.

ما یک لیستل انتخاب کردیم که با پیشخوان هماهنگ باشد.

the listel was installed to create a visual break in the wall.

لیستل برای ایجاد یک شکستگی بصری در دیوار نصب شد.

using a listel can enhance the overall aesthetic of the room.

استفاده از لیستل می‌تواند ظاهر کلی اتاق را ارتقا دهد.

the designer suggested a metallic listel for a modern look.

طراح یک لیستل فلزی برای ظاهری مدرن پیشنهاد داد.

we decided to incorporate a listel in the shower area.

ما تصمیم گرفتیم یک لیستل را در قسمت حمام بگنجانیم.

the listel serves as a border between different tile patterns.

لیستل به عنوان یک حاشیه بین الگوهای مختلف کاشی عمل می‌کند.

choosing the right listel can tie the whole room together.

انتخاب لیستل مناسب می‌تواند کل اتاق را به هم پیوند دهد.

listels can be used in both traditional and contemporary designs.

می‌توان از لیستل‌ها هم در طرح‌های سنتی و هم در طرح‌های معاصر استفاده کرد.

she prefers a subtle listel that doesn't overpower the main tiles.

او ترجیح می‌دهد یک لیستل ظریف که بر روی کاشی‌های اصلی غلبه نکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید