litany

[ایالات متحده]/'lɪt(ə)nɪ/
[بریتانیا]/'lɪtəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری تکراری از شکایات یا درخواست‌ها؛ یک لیست طولانی و خسته‌کننده
Word Forms
جمعlitanies

عبارات و ترکیب‌ها

litany of complaints

لیست طولانی شکایت‌ها

litany of failures

لیست طولانی شکست‌ها

litany of sins

لیست طولانی گناهان

جملات نمونه

a litany of complaints.

زنجیره‌ای از شکایت‌ها

a litany of praise for the new professor.

زنجیره‌ای از تحسین برای استاد جدید

recite a litany of complaints

زنجیره‌ای از شکایت‌ها را بازگو کنید

listen to a litany of excuses

به زنجیره‌ای از بهانه‌ها گوش دهید

deliver a litany of excuses

زنجیره‌ای از بهانه‌ها را ارائه دهید

endure a litany of challenges

زنجیره‌ای از چالش‌ها را تحمل کنید

recite a litany of achievements

زنجیره‌ای از دستاوردها را بازگو کنید

hear a litany of problems

به زنجیره‌ای از مشکلات گوش دهید

face a litany of obstacles

با زنجیره‌ای از موانع روبرو شوید

present a litany of reasons

زنجیره‌ای از دلایل را ارائه دهید

respond to a litany of questions

به زنجیره‌ای از سؤالات پاسخ دهید

share a litany of experiences

زنجیره‌ای از تجربیات را به اشتراک بگذارید

نمونه‌های واقعی

A royal commission has exposed a litany of abuses.

یک کمیسیون سلطنتی، مجموعه‌ای از سوء استفاده‌ها را آشکار کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

Tory MPS have a litany of complaints about government policies.

نمایندگان پارلمانی محافظه‌کار، مجموعه‌ای از شکایات در مورد سیاست‌های دولت دارند.

منبع: The Economist (Summary)

Kerry's statement lists a litany of alleged irregularities that the US says skewed the elections.

اظهارات کری، فهرستی از موارد نقض ادعایی را نشان می‌دهد که به گفته ایالات متحده، انتخابات را مخدوش کرده است.

منبع: NPR News August 2013 Compilation

Donald Trump and his inner circle of aids and attorneys face a litany of legal charges.

دونالد ترامپ و حلقه داخلی او از مشاوران و وکلای وی با مجموعه‌ای از اتهامات قانونی روبرو هستند.

منبع: BBC Listening Collection June 2023

Well, I mean certainly. We've just seen a litany of problems in the run up to these games.

خب، من منظورم این است که البته. ما به تازگی مجموعه‌ای از مشکلات قبل از این مسابقات را دیده‌ایم.

منبع: NPR News August 2016 Compilation

It's a whole litany of things that they've observed that were predicted.

این مجموعه‌ای از چیزهایی است که آن‌ها مشاهده کرده‌اند و پیش‌بینی شده بود.

منبع: NPR News November 2014 Compilation

Making matters worse, a growing litany of complaints and safety concerns have dogged the company.

با بدتر شدن اوضاع، مجموعه‌ای رو به رشد از شکایات و نگرانی‌های ایمنی شرکت را آزار داده است.

منبع: Newsweek

Now a study finds that the litany of unpleasant consequences does not deter prospective purchasers.

اکنون مطالعه‌ای نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از عواقب ناخوشایند، خریداران احتمالی را منصرف نمی‌کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection, October 2013

But the litany of diagnostic labels she was given was alienating, and she did not take her medication.

اما مجموعه‌ای از برچسب‌های تشخیصی که به او داده شد، او را بیگانه می‌کرد و او داروی خود را مصرف نکرد.

منبع: The Economist (Summary)

It was like the litany, she thought.

او فکر کرد مثل یک دعا بود.

منبع: "Dune" audiobook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید