lithographed

[ایالات متحده]/ˈlɪθəʊɡræft/
[بریتانیا]/ˈlɪθəˌɡræft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ چاپ; لیتوگراف
vt.,vi. چاپ کردن با استفاده از لیتوگرافی

عبارات و ترکیب‌ها

lithographed map

نقشه لیتوگرافی

lithographed poster

پوسترهای لیتوگرافی

lithographed book

کتاب لیتوگرافی

lithographed print

چاپ لیتوگرافی

lithographed illustration

تصویرسازی لیتوگرافی

lithographed document

سند لیتوگرافی

lithographed card

کارت لیتوگرافی

lithographed design

طراحی لیتوگرافی

lithographed label

برچسب لیتوگرافی

lithographed sheet

برگه لیتوگرافی

جملات نمونه

the artist lithographed a beautiful print for the exhibition.

هنرمند یک چاپ زیبا برای نمایشگاه لیتوگراف کرد.

the book was lithographed using traditional techniques.

کتاب با استفاده از تکنیک‌های سنتی لیتوگراف شد.

many historical maps were lithographed in the 19th century.

نقشه های تاریخی بسیاری در قرن نوزدهم لیتوگراف شدند.

she collected lithographed posters from famous artists.

او پوستر های لیتوگراف شده از هنرمندان مشهور جمع آوری کرد.

the lithographed invitations were sent out last week.

دعوت‌نامه‌های لیتوگراف شده هفته گذشته ارسال شدند.

they lithographed the album covers for the band's new release.

آنها جلد آلبوم را برای انتشار جدید گروه لیتوگراف کردند.

he admired the intricately lithographed designs on the wall.

او طرح های لیتوگراف پیچیده روی دیوار را تحسین کرد.

the museum displayed lithographed artworks from various periods.

موزه آثار هنری لیتوگراف شده از دوره‌های مختلف را به نمایش گذاشت.

her collection includes lithographed maps and charts.

مجموعه او شامل نقشه ها و نمودارهای لیتوگراف شده است.

the lithographed illustrations enhanced the storytelling in the book.

تصاویر لیتوگراف شده داستان سرایی را در کتاب تقویت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید