lithomancy

[ایالات متحده]/ˈlɪθəʊmænsi/
[بریتانیا]/ˈlɪθəˌmænsi/

ترجمه

n. نوعی پیشگویی با استفاده از سنگ‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lithomancy reading

خواندن لیثومانسی

lithomancy practice

تمرین لیثومانسی

lithomancy stones

سنگ‌های لیثومانسی

lithomancy techniques

تکنیک‌های لیثومانسی

lithomancy divination

پیشگویی لیثومانسی

lithomancy symbols

نمادهای لیثومانسی

lithomancy tools

ابزارهای لیثومانسی

lithomancy interpretation

تفسیر لیثومانسی

lithomancy methods

روش‌های لیثومانسی

جملات نمونه

many ancient cultures practiced lithomancy as a form of divination.

فرهنگ‌های باستانی بسیاری لیثومانسی را به عنوان یک شکل از پیشگویی انجام می‌دادند.

she learned lithomancy to connect with her spiritual side.

او لیثومانسی را برای ارتباط با جنبه معنوی خود یاد گرفت.

lithomancy involves interpreting the patterns of stones.

لیثومانسی شامل تفسیر الگوهای سنگ‌ها می‌شود.

he used lithomancy to gain insight into his future.

او از لیثومانسی برای به دست آوردن بینشی در مورد آینده خود استفاده کرد.

during the ritual, they practiced lithomancy with various crystals.

در طول مراسم، آنها لیثومانسی را با انواع کریستال‌ها تمرین کردند.

lithomancy can be a fascinating hobby for those interested in gemstones.

لیثومانسی می‌تواند یک سرگرمی جذاب برای کسانی که به سنگ‌های قیمتی علاقه دارند، باشد.

she found comfort in lithomancy during difficult times.

او در زمان‌های سخت در لیثومانسی آرامش یافت.

the practice of lithomancy dates back thousands of years.

تمرین لیثومانسی به هزاران سال قبل بازمی‌گردد.

they gathered stones for lithomancy before the full moon.

آنها سنگ‌ها را برای لیثومانسی قبل از ماه کامل جمع‌آوری کردند.

understanding lithomancy requires patience and practice.

درک لیثومانسی نیاز به صبر و تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید