litterbug

[ایالات متحده]/ˈlɪtəˌbʌɡ/
[بریتانیا]/ˈlɪtərˌbʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که زباله را در مکان‌های عمومی می‌اندازد؛ کسی که با ریختن زباله محیط زیست را آلوده می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

litterbug alert

هشدار جمع‌آوری زباله

litterbug behavior

رفتار جمع‌آوری زباله

litterbug fines

جریمه جمع‌آوری زباله

litterbug signs

علائم جمع‌آوری زباله

litterbug patrol

گشت زباله‌گرد

litterbug laws

قوانین جمع‌آوری زباله

litterbug campaign

کمپین جمع‌آوری زباله

litterbug warning

هشدار جمع‌آوری زباله

litterbug cleanup

پاک‌سازی زباله‌گرد

litterbug initiative

ابتکار جمع‌آوری زباله

جملات نمونه

being a litterbug can harm the environment.

بودن یک متخلف آشغال می‌تواند به محیط زیست آسیب برساند.

we should educate litterbugs about recycling.

ما باید متخلفان آشغال را در مورد بازیافت آموزش دهیم.

litterbugs often don't realize their impact.

متخلفان آشغال اغلب متوجه نمی‌شوند که چه تأثیری دارند.

local parks are suffering because of litterbugs.

پارک‌های محلی به دلیل متخلفان آشغال دچار مشکل شده‌اند.

it's important to report litterbugs to the authorities.

گزارش متخلفان آشغال به مقامات مهم است.

many communities organize clean-up events to combat litterbugs.

جوامع زیادی رویدادهای پاکسازی را برای مقابله با متخلفان آشغال سازماندهی می‌کنند.

litterbugs can face fines for their actions.

متخلفان آشغال ممکن است برای اقدامات خود جریمه شوند.

we must work together to reduce the number of litterbugs.

ما باید برای کاهش تعداد متخلفان آشغال با هم همکاری کنیم.

children should learn not to be litterbugs.

کودکان باید یاد بگیرند که متخلف آشغال نباشند.

seeing litterbugs in action can be frustrating.

دیدن متخلفان آشغال در حال عمل می‌تواند ناامیدکننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید