litters

[ایالات متحده]/ˈlɪtəz/
[بریتانیا]/ˈlɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واگن‌هایی برای حمل افراد، زباله، ضایعات یا گروهی از حیوانات جوان
v. نامنظم کردن، دور انداختن زباله

عبارات و ترکیب‌ها

cat litters

بچه گربه ها

dog litters

بچه سگ ها

litter boxes

جعبه های خاک نشینی

litter disposal

دور انداختن خاک نشینی

litter cleanup

تمیز کردن خاک نشینی

litter tracking

ردیابی خاک نشینی

litter maintenance

نگهداری خاک نشینی

litter management

مدیریت خاک نشینی

litter types

انواع خاک نشینی

litter habits

عادت های خاک نشینی

جملات نمونه

the dog had a litter of puppies last night.

سگ شب گذشته صاحب توله سگ شد.

the cat's litter was scattered all over the floor.

فضولات گربه در همه جا پخش شده بود.

she adopted a litter of kittens from the shelter.

او توله گربه هایی را از سرپناه به فرزندی پذیرفت.

farmers often monitor the size of animal litters.

کشاورزان اغلب اندازه توله های حیوانات را زیر نظر دارند.

the vet checked the health of the litter.

پزشک دامپزشکی وضعیت سلامتی توله ها را بررسی کرد.

he found a litter of rabbits in the garden.

او توله خرگوش را در باغ پیدا کرد.

they were excited to see the new litter of piglets.

آنها از دیدن توله خوک های جدید هیجان زده بودند.

the mother cat is very protective of her litter.

گربه مادر بسیار مراقب توله هایش است.

it’s important to provide a clean litter box for cats.

ارائه یک ظرف خاک تمیز برای گربه ها مهم است.

the shelter had a litter of puppies available for adoption.

سرپناه توله سگ هایی را برای به فرزندی پذیرفتن در دسترس داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید