lividity

[ایالات متحده]/lɪˈvɪd.ɪ.ti/
[بریتانیا]/lɪˈvɪd.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگی مایل به آبی یا سربی، به ویژه در زمینه تغییرات پس از مرگ؛ وضعیت کبود بودن؛ حالتی که با تغییر رنگ به آبی مشخص می‌شود؛ رنگی که شبیه رنگ سرب است

عبارات و ترکیب‌ها

lividity pattern

الگوی کبودی

postmortem lividity

کبودی پس از مرگ

lividity examination

بررسی کبودی

lividity assessment

ارزیابی کبودی

lividity changes

تغییرات کبودی

lividity appearance

ظاهر کبودی

lividity distribution

توزیع کبودی

lividity signs

علائم کبودی

lividity investigation

بررسی کبودی

lividity analysis

تجزیه و تحلیل کبودی

جملات نمونه

after death, lividity can help determine the time of death.

پس از مرگ، لكه‌شدگی می‌تواند به تعیین زمان مرگ کمک کند.

lividity can indicate whether a body has been moved.

لکه‌شدگی می‌تواند نشان دهد که آیا یک جسد جابجا شده است یا خیر.

the forensic team examined the lividity on the victim's body.

تیم پزشکی قانونی لكه‌شدگی را روی جسد قربانی بررسی کرد.

different positions can affect the distribution of lividity.

وضعیت‌های مختلف می‌تواند بر توزیع لكه‌شدگی تأثیر بگذارد.

it is important to document lividity during an autopsy.

ثبت‌کردن لكه‌شدگی در طول کالبدشکنی مهم است.

in some cases, lividity can be mistaken for bruising.

در برخی موارد، لكه‌شدگی ممکن است با کبودی اشتباه گرفته شود.

the color of lividity can change over time.

رنگ لكه‌شدگی می‌تواند در طول زمان تغییر کند.

forensic experts often rely on lividity to establish timelines.

متخصصان پزشکی قانونی اغلب برای تعیین خط زمانی به لكه‌شدگی تکیه می‌کنند.

understanding lividity is crucial in forensic investigations.

درک لكه‌شدگی در تحقیقات پزشکی قانونی بسیار مهم است.

factors like temperature can influence the development of lividity.

عواملی مانند دما می‌توانند بر ایجاد لكه‌شدگی تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید