color mottling
رنگآمیزی ناهمگون
skin mottling
لکههای پوستی
mottling effect
اثر تپهای
mottling pattern
الگوی تپهای
mottling technique
تکنیک تپهای
mottling process
فرآیند تپهای
mottling surface
سطح تپهای
mottling colors
رنگهای تپهای
mottling signs
علائم تپهای
mottling appearance
ظاهر تپهای
the artist used mottling to create depth in the painting.
هنرمند از تکنیک دانه گذاری برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.
the mottling on the leaves indicated a fungal infection.
لکهدار شدن برگها نشاندهنده عفونت قارچی بود.
she admired the mottling of colors in the sunset.
او از ترکیب رنگهای دانه دار در غروب آفتاب تحسین کرد.
the mottling of the fabric gave it a unique appearance.
لکهدار بودن پارچه، ظاهری منحصر به فرد به آن بخشید.
mottling can be a natural occurrence in certain animal species.
لکهدار شدن میتواند یک پدیده طبیعی در برخی از گونههای حیوانات باشد.
the designer chose a mottling technique for the new collection.
طراح برای مجموعه جدید از تکنیک دانه گذاری استفاده کرد.
he noticed the mottling on the walls after the rain.
او متوجه لکهدار شدن دیوارها بعد از باران شد.
the mottling effect added character to the pottery.
اثر لکهدار شدن، شخصیتی به سفالگری بخشید.
they studied the mottling patterns of the butterfly wings.
آنها الگوهای لکهدار شدن بالهای پروانهها را مطالعه کردند.
the mottling of the skin can indicate various health issues.
لکهدار شدن پوست میتواند نشاندهنده مشکلات بهداشتی مختلف باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید