loadings

[ایالات متحده]/[ˈləʊdɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈloʊdɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل بارگیری.
n. عمل بارگیری چیزی؛ مقداری کالا در حال بارگیری؛ حالت بارگذاری شده؛ در علوم کامپیوتر، فرآیند بارگذاری داده‌ها در حافظه.
v. بارگیری کردن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

loading screenings

بارگذاری نمایش‌ها

high loadings

بارگذاری‌های زیاد

loading process

فرآیند بارگذاری

loading time

زمان بارگذاری

loading data

بارگذاری داده‌ها

loading quickly

بارگذاری سریع

loading failed

بارگذاری ناموفق بود

loading image

بارگذاری تصویر

loading animation

بارگذاری انیمیشن

loading complete

بارگذاری کامل شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید