loaners

[ایالات متحده]/ˈləʊ.nə/
[بریتانیا]/ˈloʊ.nɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزی را قرض می‌دهد؛ طلبکار؛ جانشین

عبارات و ترکیب‌ها

loaner car

ماشین جایگزین

loaner program

برنامه جایگزینی خودرو

loaner device

دستگاه جایگزین

loaner agreement

قرارداد جایگزینی

loaner policy

سیاست جایگزینی

loaner vehicle

خودروی جایگزین

loaner equipment

تجهیزات جایگزین

loaner service

خدمات جایگزینی

loaner option

گزینه جایگزینی

loaner unit

واحد جایگزین

جملات نمونه

the dealership provided a loaner while my car was being repaired.

تعویضی در حالی که ماشین من تعمیر می‌شد، توسط نمایندگی ارائه شد.

she was grateful for the loaner bike during her trip.

او برای دوچرخه تعویضی در طول سفرش سپاسگزار بود.

after the accident, the insurance company offered a loaner vehicle.

پس از حادثه، شرکت بیمه یک وسیله نقلیه تعویضی ارائه داد.

the loaner laptop helped me finish my project on time.

لپ‌تاپ تعویضی به من کمک کرد پروژه خود را به موقع تمام کنم.

he drove a loaner car until his was ready.

او با یک ماشین تعویضی تا زمانی که ماشین خودش آماده شد، رانندگی کرد.

they always have a loaner available for customers in need.

آنها همیشه یک ماشین تعویضی برای مشتریانی که نیاز دارند در دسترس دارند.

using a loaner phone was convenient while mine was being fixed.

استفاده از تلفن تعویضی در حالی که تلفن من تعمیر می‌شد، راحت بود.

the hotel offered a loaner umbrella during the rain.

هتل در هنگام باران یک چتر تعویضی ارائه داد.

she picked up a loaner from the library for her research.

او یک ماشین تعویضی از کتابخانه برای تحقیقات خود برداشت.

receiving a loaner camera was a pleasant surprise for the photographer.

دریافت یک دوربین تعویضی یک سورپرایز دلپذیر برای عکاس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید