hotel lobbies
لابیهای هتل
lobbies of power
لابیهای قدرت
business lobbies
لابیهای تجاری
political lobbies
لابیهای سیاسی
lobbies for change
لابیهای تغییر
lobbies for rights
لابیهای حقوق
lobbies against
لابیهای علیه
lobbies in washington
لابیهای واشنگتن
lobbies for funding
لابیهای تامین بودجه
lobbies for support
لابیهای حمایت
the organization lobbies for environmental protection laws.
سازمان برای قوانین حفاظت از محیط زیست لابی میکند.
many companies lobby to influence government policies.
شرکتهای زیادی برای تأثیرگذاری بر سیاستهای دولت لابی میکنند.
he lobbies on behalf of small business owners.
او از طرف صاحبان مشاغل کوچک لابی میکند.
the group lobbies for better healthcare access.
گروه برای دسترسی بهتر به مراقبتهای بهداشتی لابی میکند.
she lobbies against the proposed tax increases.
او با افزایش مالیاتهای پیشنهادی مخالف است و لابی میکند.
they lobby for education reform in the state.
آنها برای اصلاح آموزش در ایالت لابی میکنند.
nonprofits often lobby for social justice issues.
سازمانهای غیرانتفاعی اغلب برای مسائل عدالت اجتماعی لابی میکنند.
the lobbyists met with lawmakers to discuss the bill.
لابیگران با قانونگذاران برای بحث در مورد لایحه ملاقات کردند.
activists lobby for stronger animal rights protections.
فعالها برای حمایتهای قویتر از حقوق حیوانات لابی میکنند.
she is part of a group that lobbies for renewable energy.
او بخشی از گروهی است که برای انرژیهای تجدیدپذیر لابی میکند.
hotel lobbies
لابیهای هتل
lobbies of power
لابیهای قدرت
business lobbies
لابیهای تجاری
political lobbies
لابیهای سیاسی
lobbies for change
لابیهای تغییر
lobbies for rights
لابیهای حقوق
lobbies against
لابیهای علیه
lobbies in washington
لابیهای واشنگتن
lobbies for funding
لابیهای تامین بودجه
lobbies for support
لابیهای حمایت
the organization lobbies for environmental protection laws.
سازمان برای قوانین حفاظت از محیط زیست لابی میکند.
many companies lobby to influence government policies.
شرکتهای زیادی برای تأثیرگذاری بر سیاستهای دولت لابی میکنند.
he lobbies on behalf of small business owners.
او از طرف صاحبان مشاغل کوچک لابی میکند.
the group lobbies for better healthcare access.
گروه برای دسترسی بهتر به مراقبتهای بهداشتی لابی میکند.
she lobbies against the proposed tax increases.
او با افزایش مالیاتهای پیشنهادی مخالف است و لابی میکند.
they lobby for education reform in the state.
آنها برای اصلاح آموزش در ایالت لابی میکنند.
nonprofits often lobby for social justice issues.
سازمانهای غیرانتفاعی اغلب برای مسائل عدالت اجتماعی لابی میکنند.
the lobbyists met with lawmakers to discuss the bill.
لابیگران با قانونگذاران برای بحث در مورد لایحه ملاقات کردند.
activists lobby for stronger animal rights protections.
فعالها برای حمایتهای قویتر از حقوق حیوانات لابی میکنند.
she is part of a group that lobbies for renewable energy.
او بخشی از گروهی است که برای انرژیهای تجدیدپذیر لابی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید