lobbies

[ایالات متحده]/ˈlɒbɪz/
[بریتانیا]/ˈlɑːbiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع لابی) راهرو ورودی یک ساختمان عمومی؛ اتاق پذیرایی عمومی در پارلمان بریتانیا؛ لژ پارلمانی؛ گروهی که سعی در تأثیرگذاری بر سیاستمداران در مسائل خاص دارند

عبارات و ترکیب‌ها

hotel lobbies

لابی‌های هتل

lobbies of power

لابی‌های قدرت

business lobbies

لابی‌های تجاری

political lobbies

لابی‌های سیاسی

lobbies for change

لابی‌های تغییر

lobbies for rights

لابی‌های حقوق

lobbies against

لابی‌های علیه

lobbies in washington

لابی‌های واشنگتن

lobbies for funding

لابی‌های تامین بودجه

lobbies for support

لابی‌های حمایت

جملات نمونه

the organization lobbies for environmental protection laws.

سازمان برای قوانین حفاظت از محیط زیست لابی می‌کند.

many companies lobby to influence government policies.

شرکت‌های زیادی برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های دولت لابی می‌کنند.

he lobbies on behalf of small business owners.

او از طرف صاحبان مشاغل کوچک لابی می‌کند.

the group lobbies for better healthcare access.

گروه برای دسترسی بهتر به مراقبت‌های بهداشتی لابی می‌کند.

she lobbies against the proposed tax increases.

او با افزایش مالیات‌های پیشنهادی مخالف است و لابی می‌کند.

they lobby for education reform in the state.

آنها برای اصلاح آموزش در ایالت لابی می‌کنند.

nonprofits often lobby for social justice issues.

سازمان‌های غیرانتفاعی اغلب برای مسائل عدالت اجتماعی لابی می‌کنند.

the lobbyists met with lawmakers to discuss the bill.

لابی‌گران با قانون‌گذاران برای بحث در مورد لایحه ملاقات کردند.

activists lobby for stronger animal rights protections.

فعال‌ها برای حمایت‌های قوی‌تر از حقوق حیوانات لابی می‌کنند.

she is part of a group that lobbies for renewable energy.

او بخشی از گروهی است که برای انرژی‌های تجدیدپذیر لابی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید