lobules

[ایالات متحده]/ˈlɒb.juːl/
[بریتانیا]/ˈlɑː.bjuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لبه کوچک یا تقسیم یک لبه؛ در زمینه پزشکی، یک لبه کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

lobule structure

ساختار لوبول

lobule function

عملکرد لوبول

lobule size

اندازه لوبول

lobule division

تقسیم لوبول

lobule anatomy

آناتومی لوبول

lobule development

توسعه لوبول

lobule location

محل قرارگیری لوبول

lobule tissue

بافت لوبول

lobule analysis

تجزیه و تحلیل لوبول

lobule imaging

تصویربرداری لوبول

جملات نمونه

the liver is divided into several lobules.

کبد به چندین لوب تقسیم شده است.

each lobule contains numerous blood vessels.

هر لوب حاوی تعداد زیادی رگ خونی است.

in the lung, the lobules help in gas exchange.

در ریه، لوبول‌ها به تبادل گاز کمک می‌کنند.

the histology of the lobule reveals its structure.

هیستولوژی لوبول ساختار آن را نشان می‌دهد.

researchers studied the function of liver lobules.

محققان عملکرد لوبول‌های کبد را مطالعه کردند.

in the brain, the lobule plays a crucial role in processing information.

در مغز، لوبول نقش مهمی در پردازش اطلاعات ایفا می‌کند.

each lobule is surrounded by connective tissue.

هر لوبول توسط بافت همبند احاطه شده است.

the pathology report highlighted changes in the lobules.

گزارش آسیب‌شناسی تغییرات در لوبول‌ها را برجسته کرد.

understanding the lobule's anatomy is essential for diagnosis.

درک آناتومی لوبول برای تشخیص ضروری است.

fatty deposits can accumulate in the liver lobules.

رسوبات چربی می‌توانند در لوبول‌های کبد تجمع یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید