locksmith

[ایالات متحده]/ˈlɒksmɪθ/
[بریتانیا]/ˈlɑːksmɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که قفل‌ها را می‌سازد و تعمیر می‌کند

جملات نمونه

I need to call a locksmith to change the locks on my doors.

من نیاز دارم یک قفل‌ساز را برای تعویض قفل درهایم صدا کنم.

The locksmith arrived quickly to help me when I was locked out of my house.

قفل‌ساز به سرعت برای کمک به من وقتی که از خانه بیرون قفل شده بودم رسید.

It's important to find a reliable locksmith to ensure your home's security.

برای اطمینان از امنیت خانه خود، یافتن یک قفل‌ساز قابل اعتماد مهم است.

The locksmith used special tools to pick the lock and gain access to the building.

قفل‌ساز از ابزارهای خاص برای باز کردن قفل و دسترسی به ساختمان استفاده کرد.

She learned how to be a locksmith through an apprenticeship with a master in the trade.

او یاد گرفت که چگونه قفل‌ساز باشد از طریق یک دوره کارآموزی با یک استاد در این حرفه.

The locksmith fixed the broken lock on the front door of the office building.

قفل‌ساز قفل شکسته را در در ورودی ساختمان اداری تعمیر کرد.

He decided to become a locksmith after realizing his passion for working with locks and keys.

او تصمیم گرفت قفل‌ساز شود پس از اینکه متوجه شد علاقه اش به کار با قفل و کلید چیست.

The locksmith provided a duplicate key for the car so the owner would have a spare.

قفل‌ساز یک کلید اضافی برای ماشین تهیه کرد تا صاحب آن یک یدکی داشته باشد.

Locksmiths often work odd hours to provide emergency services for customers in need.

قفل‌سازان اغلب در ساعات غیر معمول کار می‌کنند تا خدمات اورژانس را برای مشتریانی که نیاز دارند ارائه دهند.

She called a locksmith to rekey the locks in her new apartment for added security.

او با یک قفل‌ساز تماس گرفت تا قفل‌های آپارتمان جدید خود را برای افزایش امنیت دوباره تنظیم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید