keyhole surgery
جراحی سوراخ کلید
I took a peep through the keyhole.
من از چشمهدری نگاهی انداختم.
He likes to listen at the keyhole of others.
او دوست دارد به چشمهدری دیگران گوش دهد.
The thief peeped through a keyhole to make sure there was nobody inside.
سارق از چشمهدری نگاه کرد تا مطمئن شود کسی داخل نیست.
Objective To summarize the results and experience of supraorbital keyhole approach used for the patients with tumors or aneurysms at superincumbent sellaturcica.
هدف: خلاصه کردن نتایج و تجربه روش کلیدزنی فراوربیتیال که برای بیماران مبتلا به تومورها یا آنوریسم در سلتورسیکای فوقانی استفاده میشود.
She peeked through the keyhole to see what was happening inside.
او از چشمهدری نگاه کرد تا ببیند داخل چه خبر است.
The detective examined the keyhole for any signs of forced entry.
مامور پلیس چشمهدری را برای هرگونه نشانهای از ورود اجباری بررسی کرد.
He fumbled with the key in the keyhole, trying to unlock the door.
او سعی کرد در حالی که با کلید در چشمهدری دست و پنجه نرم میکرد، در را باز کند.
The old keyhole was rusty and difficult to turn.
چشمهدری قدیمی زنگزدگی داشت و چرخاندنش سخت بود.
The keyhole was too small for the new key to fit.
چشمهدری خیلی کوچک بود که کلید جدید در آن جا شود.
She found a hidden keyhole behind the painting.
او یک چشمهدری پنهان پشت نقاشی پیدا کرد.
He used a flashlight to illuminate the dark keyhole.
او از یک چراغ قوه برای روشن کردن چشمهدری تاریک استفاده کرد.
The key broke off in the keyhole, leaving him locked out.
کلید در چشمهدری شکست و او را در خارج رها کرد.
The keyhole was covered by a decorative plate.
چشمهدری با یک صفحه تزئینی پوشیده شده بود.
She carefully inserted the key into the keyhole and turned it slowly.
او با دقت کلید را در چشمهدری قرار داد و به آرامی آن را چرخاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید