a lofty mountain
یک کوه بلند
lofty ideals
ایدهآلهای بلند
a lofty goal
یک هدف بلند
talk in a lofty strain
صحبت کردن با لحنی بلند
the lofty moral stature
فضیلت اخلاقی بلند
speak in a lofty strain
صحبت کردن با لحنی بلند
pursue lofty political goals.
دنبال کردن اهداف سیاسی بلند.
an extraordinary mixture of harsh reality and lofty ideals.
ترکیبی فوق العاده از واقعیت های سخت و آرمان های بلند.
He has a lofty position in the firm.
او در شرکت از مقام بالایی برخوردار است.
the lofty battlements, thickly enwreathed with ivy.
قلعههای بلند و باشکوه که به طور انبوه با پیچک پوشیده شدهاند.
the building is lofty and light in its tall nave and choir.
ساختمان بلند و روشن با راهرو و گروه خواندنی بلند است.
the elegant square was shaded by lofty palms.
میدان شیک در سایه درختان نخل بلند بود.
the lofty statue lours at patients in the infirmary.
مجسمه بلند بر بیماران در بیمارستان نظارت میکند.
a spirit impregnated with lofty ideals;
روحی که با آرمانهای بلند آغشته شده است.
Young people should have lofty ideals and aims.
جوانان باید آرمانها و اهداف بلند داشته باشند.
The lofty mountains were crowned with snow.
کوه های بلند با برف پوشیده شده بودند.
The lofty walls of the castle seemed impregnable.
دیوارهای بلند قلعه غیرقابل نفوذ به نظر میرسید.
I didn't like her lofty treatment of her visitors.
من از رفتار بلندمطلبانه او با مهمانانش خوشم نیامد.
A mackerel sky and mares’ tails make lofty ships carry low sails.
آسمان ماهی تن و دم اسب باعث میشود کشتیهای بلند بادبانهای پایینی حمل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید